امروز خواستم یکم متفاوت کتاب بخونم، دمپایی هامو پوشیدم و رفتم حیاط، نشستم رو تاب و کتاب خوندم، آسمونو نگاه کردم، پرنده هارو نگاه کردم، آجرای خونه که نور خورشید بهشون میخورد رو نگاه کردم، درختای سر سبز که کلی گوجه سبز ازشون آویزونه رو نگا کردم، یه باد خنک هم داره میاد و من خوشحالم از این وضعیت و احتمالا تا هوا تاریک میشه اینجام.