شروع یک داستان . . .
گاهی آدم ها خیلی اتفاقی و ناباورانه با یکدیگر آشنا میشوند،
گاهی با یک نگاه ساده و گاهی با یک دفتر ...!
و کسی که از روی کنجکاوی چند صفحه از آن را میخواند ...؛
و همین اتفاق منجر به یک آشنایی عاش_قانه میشود ،
زندگی استاد خراب کردن برنامه ی های آدمهاست...!
_شعراش واقعا بدردم میخورد ، باید یه شماره ای چیزی ازش پیدا کنم و بهش زنگ بزنم ...
اگه قبول کنه که همکار شیم ، خیلی خوب میشه
بازم کیفو گشتم ولی دریغ از یه نشونی
ناامید رو صندلی نشستم ...