اونقدر آدمها قبل من و تو غصه خوردن، لب پنجره سیگار کشیدن، عاشق شدن، فارغ شدن، فحش دادن..
اونقدر آدمها قبل من و تو بردن، باختن، گذاشتن رفتن، گم و گور شدن..
اونقدر آدمها قبل من و تو به گذشتشون فکر کردن، حسرت خوردن، بغض کردن..
حالا کجان؟
گاهی انسان برای یک لحظه آزادی ، باید تمام عمرش در دادگاه وجدان خود محاکمه شود.
راسکولنیکوف
هدایت شده از Codeine
ترسم از این است که یک شب بخواهی به خوابم بیایی و من همچنان به یادت بیدار نشسته باشم.
هدایت شده از D᥆υb𝗍
آنجا که گمان كردى كسى در دنيا تو را نمیفهمد، مرا به ياد بياور.
آدم هايي که بیشتر از من و تو،سرشان می شود،می گویند انسان متمدن آن کسی است که در تنهایی احساس تنهایی نکند.
تو باید برای خودت،یک دنیای درونی داشته باشی و همچنین تکیه گاه های ثابت روحی و فکری ؛ یعنی در عین حال که در میان مردم زندگی می کنی،خودت را کاملاً از آنها بی نیاز بدانی.
مردم هیچ به ما نمی دهند که ما خودمان از به دست آوردنش عاجز باشیم.
از مردم،فقط رنج و ناراحتی و سر و صدای بیخود نصیب آدم می شود...
+از میان نامه های فروغ به برادرش فریدون؛