eitaa logo
مشاوره فلسفی|زینب امیری| کافه‌مرگ
2.5هزار دنبال‌کننده
218 عکس
58 ویدیو
1 فایل
📚فوق‌دکتری دانشگاه تهران(مشاوره فلسفی، اضطراب مرگ)، دکتری فلسفه، سرتیفیکت مشاوره‌‌فلسفی از آمریکا، سرتیفیکت نوروبیولوژی بیماری‌های روانی و تاریخ نوروساینس‌از دانشگاه علوم پزشکی،اولین بار در ایران مشاوره‌‌فلسفی، کوتراپی با درمانگر بالینی @AdminCotherapy
مشاهده در ایتا
دانلود
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ قربانی بودن یا قربانی ماندن؟ یه نگاه فلسفی به کتاب «خداحافظی با نقش قربانی» همه‌مون یه جاهایی تو زندگی احساس قربانی بودن کردیم. شاید توی خانواده‌ای بزرگ شدیم که درکمون نکردن، توی رابطه‌ای بودیم که بهمون آسیب زده، یا توی جامعه‌ای که فرصت‌ها رو برابر تقسیم نکرده. ولی سوال مهم اینه: آیا این یه واقعیت تغییرناپذیره یا یه نقش هست که داریم بازیش می‌کنیم؟ کتاب خداحافظی با نقش قربانی می‌خواد اینو بگه که بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم، روی زندگی‌مون کنترل داریم. میگه که قربانی بودن یه احساسه، ولی قربانی موندن یه انتخابه. یه جورایی مثل همون غار افلاطونی می‌مونه. کسایی که توی تاریکی به دنیا اومدن، فکر می‌کنن نور وجود نداره. ولی اون که از غار بیرون میاد، تازه می‌فهمه که اون تاریکی فقط یه توهم بوده. از نظر فلسفی، این کتاب داره به یه بحث عمیق درباره اختیار و جبر وارد می‌شه. آیا ما محکومیم که همیشه قربانی شرایط باشیم، یا اینکه می‌تونیم از یه جایی به بعد مسئولیت خودمون رو به عهده بگیریم؟ خیلی از اگزیستانسیالیست‌ها مثل سارتر می‌گن که «انسان محکوم به آزادیه»، یعنی حتی اگه توی سخت‌ترین شرایط باشی، باز یه انتخابی داری، حتی اگه اون انتخاب فقط نحوه‌ی نگاهت به مسأله باشه. حالا بیایم یه کم انتقادی نگاه کنیم. چیزی که این کتاب شاید کمتر بهش پرداخته، اینه که بعضی موقعیت‌ها واقعاً ظالمانه‌ان و تغییرشون به این راحتی‌ها نیست. یعنی نمیشه به کسی که سال‌ها تحت خشونت یا فقر سیستماتیک بوده، گفت: «ببین، فقط کافیه دیگه نقش قربانی رو بازی نکنی!» اینجاست که فلسفه‌ی انتقادی میاد وسط و می‌گه: تحلیل فردی کافیه؟ یا باید ساختارها رو هم تغییر بدیم؟ در نهایت، چیزی که از این کتاب یاد می‌گیریم اینه که گرچه شرایط همیشه دست ما نیست، ولی نحوه‌ی مواجهه‌ی ما باهاش می‌تونه فرق کنه. شاید نشه همه‌ی ظلم‌ها رو از بین برد، ولی می‌شه از یه جایی تصمیم گرفت که قربانی نباشیم، بلکه یه نیروی تغییر توی زندگی خودمون و بقیه بشیم. تو چی فکر می‌کنی؟ نقش قربانی رو چطور می‌شه کنار گذاشت؟ ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 🕯 سلام به همه کسانی که در این سکوت هم کنار من ماندند. مدتی سکوت بود… اما سکوت همیشه غیبت نیست. گاهی سکوت، فقط یک مکث لازم است برای اینکه دوباره به خودت و مسیرت نگاه کنی. در این مدت پیام‌ها، دلتنگی‌ها و پیگیری‌هاتون بی‌صدا اما مداوم رسید. ممنونم که همراه ماندید. 🍃🕊🍃 از امروز ان‌شاءالله دوباره ادامه می‌دیم، با فکرهای تازه، بحث‌های عمیق‌تر و مسیری که با هم پیش می‌بریم. ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ « وَقالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُم… »🕊 «من با شما هستم» یکی از پایه‌های سلامت فلسفی، این است که انسان باید جایگاه تکیه‌گاه‌هایش را بشناسد. (The Sense of Belonging) بیشتر رنج‌ها از جایی آغاز می‌شود که آدمی وزن خود را بر دوش دیگران می‌اندازد؛ انتظار تایید، توجه، ماندن، پذیرفته شدن… و وقتی این تکیه‌گاه‌ها می‌لرزند، ما هم می‌لرزیم. اما این جمله‌ی «من با شما هستم» عمقش فراتر از یک تسلّی معنوی است؛ این یک اصل هستی‌شناختی است: اگر تکیه‌گاه تو شرطی نباشد، اگر ریشه‌ات در منبعی وابسته به حال و رفتار دیگران نباشد، آزاد می‌شوی و با بودن یا نبودن دیگران فرو نمی‌ریزی. در مشاوره فلسفی، این همان لحظه‌ی بازسازی است: این‌که فرد بفهمد بودن خدا نه یک گزاره‌ی اعتقادی، بلکه یک چارچوب زیستی است. چارچوبی که اجازه می‌دهد اگر کسی خواست برود، برود؛ اگر خواست پشت کند، پشت کند؛ و اگر نخواست بفهمد، تو از مسیر خودت دست نکشی. امشب این را با خودت مرور کن: وقتی ریشه‌ات درست است، هیچ رفتنی تهدید نیست. 🕯 این همان جایی‌ست که فلسفه، ایمان و انسانیت در یک نقطه به هم می‌رسند و انسانی می‌سازند که تنها نمی‌ماند، حتی اگر همه‌ی جهان عبور کنند. ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿--- 🌀از مشاوره فلسفی چه انتظاری داشته باشیم؟ 🕯 اگه دنبال راهکار و تکنیک و معجزه‌ی فوری هستی، مشاوره فلسفی برات چیزی نداره. مشاوره فلسفی نسخه نمی‌نویسه، قرص نمیده، قولِ “حال‌ خوب” هم نمیده. اما یک کار مهم می‌کنه: ریشه‌ی درد رو جستجو می‌کنه نه با احساسات، نه با نصیحت بلکه با فکر و با واضح کردن اندیشه‌هات مشاوره فلسفی وقتی به کار میاد که: بارها با سوال‌های‌ عمیق رفتی سراغ درمان اما پاسخ سطحی گرفتی حس می‌کنی در زندگی گم‌شدی و دنبال راه می‌گردی رنجت از «معنا»ست نه فقط از «علائم» و بیماری می‌خوای خودت رو بفهمی، نه اینکه فقط آروم بشی اینجا قرار نیست به تو بگیم «زندگی قشنگه». قراره بپرسیم: تو چرا زندگی رو این‌طور می‌بینی؟ قراره ساختار نگاهت رو باز کنیم: باورهای پنهانت، فرض‌های ناخودآگاهت، تعارض‌های وجودیت… همون چیزهایی که سال‌هاست رفتار و رابطه و انتخاب‌هات رو بی‌صدا هدایت می‌کنند. در مشاوره فلسفی نه دنبال “تسکین سریع” هستیم، نه دنبال “مثبت‌نگری اجباری”. ما دنبال دگرگونی پایدار هستیم. اینکه به جای فرار از درد، اون رو بفهمی. به جای جنگ با زندگی، مسیرت رو بازسازی کنی. به جای تکرار الگوها، ریشه را جراحی کنی—با فکر، نه با احساسات زودگذر. ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿--- https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 🕯 نگران نباش… نظم جهان روی شانه‌های آدم‌ها نیست. گاهی فکر می‌کنیم اگه فلانی تصمیمش رو عوض کنه، اگه رابطه‌ای خوب پیش بره، اگه موقعیتی درست جور بشه، زندگی ما هم شکل می‌گیره. اما آدم‌ها فقط قطعات این پازل‌اند؛ چیدنِ پازل با خداست. وقتی این حقیقت رو بفهمی، از دو چیز آزاد می‌شی: ۱) از ترسِ اینکه «نکنه همه‌چی خراب بشه.» ۲) از فشارِ اینکه «من باید همه‌چی رو کنترل کنم.» بخش بزرگی از رنج ما از اینجا میاد که جای فاعل اصلی زندگی رو اشتباه می‌گیریم. به آدم‌ها قدرتی میدیم که ندارند و از خودمان مسئولیتی می‌خواهیم که ممکن نیست. واقعیت اینه: آدم‌ها می‌آیند و می‌روند، انتخاب می‌کنند، اشتباه می‌کنند، پشیمان می‌شوند، برمی‌گردند یا نمی‌گردند… اما این‌ها فقط خطوط فرعی‌اند. مسیر اصلی با «دستی بزرگ‌تر» نوشته می‌شود. پس نگران نباش. نه از رفتن کسی، نه از آمدن کسی، نه از فرصت‌هایی که دیر می‌رسند یا زود تمام می‌شوند. ✨ وقتی تکیه‌گاهت درست باشه، رفت‌وآمد آدم‌ها ساختار زندگیت رو به‌هم نمیزنه. این نگاه، تو رو منفعل نمیکنه، تو رو به بلوغ می‌رسونه چون می‌فهمی وظیفه‌ت «سعی کردن» است، نه «چیدن جهان». امشب اگه دلت آشوب شد، یادت باشه: نظم کار با خداست، نه با آدم‌ها. ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿--- 🌀🕯 مشاهده‌ی نفس، مسیر رسیدن به حقیقت علامه طباطبایی: «هر کس بتواند نفس خود را مشاهده کند، به مرتبه‌ی شهود خداوند رسیده است.» بعضی‌ها این جمله رو فقط معنوی می‌خوانند، اما اگه کمی عمیق‌تر نگاه کنی، می‌بینی این دقیقاً همان کاری است که مشاوره‌ی فلسفی به‌دنبالشه نقطه‌ی شروع رشد «بازگشت به خود» است نه ساختن یک شخصیت مصنوعی، نه تلاش برای «بهتر» شدن به سبک انگیزشی، بلکه دیدنِ آنچه هستی بدون فرار چرا؟ چون تا زمانی که خودت را نمی‌بینی، خدا را هم نمی‌بینی، جهان را هم نمی‌فهمی، رنج‌هایت هم بی‌منطق باقی می‌مانند مشاهده‌ی نفس یعنی: ببینی در لحظه‌ی خشم چه می‌گذرد. بفهمی پشت ترس‌هایت چه کمبودی خوابیده. ردّ صدای درونی‌ات را بگیری تا برسی به ریشه‌ی حقیقت این، همان «شهود» است؛ نه تجربه‌ای جادویی، بلکه شفافیتِ آگاهی و اینجاست که نگاه فلسفی با عرفان گره می‌خوره تو قرار نیست خودت را بسازی؛ قرار است خودت را بیابـی 🌿 پس اگر دنبال آرامش عمیق، معنای زندگی یا حتی چرایی رنج‌هایت هستی، از خودشناسی فرار نکن. راه رسیدن به هر حقیقتی—دینی، وجودی، روانی— از دیدنِ بی‌پرده‌ی خویشتن می‌گذرد ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿--- https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
❓از مخاطبان عزیزمون پرسیدند: «اول باید خود واقعی را پیدا کنیم یا اینکه از همان لحظه‌ی دیدن، تربیت و ساختنِ خود شروع می‌شود؟ یعنی دیدنِ خودِ اصیل، خودش بخشی از فرایند ساختن است یا پس از دیدن، تازه مرحله‌ی تربیت آغاز می‌شود؟»
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 🌀سؤال خیلی مهم و دقیقی پرسیدید. بریم بررسی کنیم: ۱) «دیدنِ خود» و «ساختنِ خود» دو مرحله جدا نیستند. وقتی گفته میشه قرار نیست خودت رو بسازی، بلکه قراره خودت رو بیابی یعنی شروع کار با شفاف شدنه، نه با دستکاری کردن چرا؟ چون تا وقتی «اصلِ وجود» دیده نشده، هر نوع ساختنی فقط آرایش بیرونیه مثل اینه که بدون دیدن صورتت، بخوای آرایشش کنی 👇🏻👇🏻👇🏻 ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 👆🏻👆🏻👆🏻 ۲) خود رو دیدن، خودش یه نوع تربیته وقتی واقعیت خودت—ترس‌ها، ضعف‌ها، قدرت‌ها، نیازها—رو می‌بینی، همین دیدن یک حرکت تربیتی‌ست. چون: توهمات می‌ریزه، نقش‌های جعلی کنار می‌ره، صداقت با خودت فعال می‌شه، و رفتارهای غلط کم‌کم ضعیف می‌شن. این یعنی «تربیت» از لحظه‌ی آگاهی شروع شده. 👇🏻👇🏻👇🏻 ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 👆🏻👆🏻👆🏻 ۳) بعد از دیدن، ساختنِ راستین شروع میشه پس از مشاهده‌ی نفس، یک مرحله‌ی پرداختن و پرورش دادن داریم که آگاهانه‌ست اونجا دیگه تمرین، انتخاب، اصلاح رفتار و شکل‌دهی شخصیت وارد می‌شه ولی این ساختن، «مصنوعی» نیست چون بر پایه‌ی شناخت اصیل انجام می‌شه. پس شد:👇🏻 اول دیدن → یعنی دیدن حقیقت‌ خود بعد ساختن → یعنی پرورش آگاهانه‌ی همان حقیقت. هیچ‌کدام بدون دیگری معنا ندارد دیدن، بدون ساختن ناقص است ساختن، بدون دیدن دروغین است مشاوره فلسفی دقیقاً روی این دو مرحله کار می‌کند: اول روشن کردن خود، بعد پرورش دادن خود، نه برعکس ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
یه مثال روزمره هم بزنیم