[ تو از خواری همینالی نمیبینی عنایتها
مخواه از حق عنایتها و یا کم کن شکایتها
تو را عزت همیباید که آن فرعون را شاید
بده آن عشق و بستان تو چو فرعون این ولایتها
خنک جانی که خواری را به جان ز اول نهد بر سر
پی اومید آن بختی که هست اندر نهایتها
دهان پرپست میخواهی مزن سرنای دولت را
نتاند خواندن مقری دهان پرپست آیتها
ازان دریا هزاران شاخ شد هر سوی و جویی شد
به باغ جان هر خلقی کند آن جو کفایتها
دلا منگر به هر شاخی که در تنگی فرومانی
به اول بنگر و آخر که جمع آیند غایتها
اگر خوکی فتد در مشک و آدم زاد در سرگین
رود هر یک به اصل خود ز ارزاق و کفایتها
سگ گرگین این در به ز شیران همه عالم
که لاف عشق حق دارد و او داند وقایتها
تو بدنامی عاشق را منه با خواری دونان
که هست اندر قفای او ز شاه عشق رایتها
چو دیگ از زر بود او را سیه رویی چه غم آرد
که از جانش همیتابد به هر زخمی حکایتها
تو شادی کن ز شمس الدین تبریزی و از عشقش
که از عشقش صفا یابی و از لطفش حمایتها ]
حس میکنم هر چقدر بیشتر کارامو انجام میدم ، متوجه میشم که کارای بیشتری برای انجام دادن دارم .
لَن يَضُرُّوكُمۡ إِلَّآ أَذٗىۖ وَإِن يُقَٰتِلُوكُمۡ يُوَلُّوكُمُ ٱلۡأَدۡبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ (۱۱۱)
آنها [اهل کتاب مخصوصاً یهود.] هرگز نمیتوانند جز آسیبی مختصر، زیانی به شما برسانند، اگر به جنگ با شما برخيزند آن چنان مى گريزند كه پشت سر خود را ننگرند و شکست میخورند و بعد از آن هم يارى نخواهند شد.
سوره آل عمران، آیه ۱۱۱.
اگه به کسی برخوردین که یک درصد این حملات رو زیر سوال برد حتی باهاش بحث هم نکنین بزنید زیر گوشش