اگه این دنیا با هر بار مردن یه برگشتی داشت من دوست داشتم دوباره و دوباره و دوباره و دوباره مهدیه رو کنار خودم داشته باشم .
تمام جذابیت ها در طول مسیر هم در نرسیدن ها و حرکت ها به سمت رسیدن به چیزی نهفته شدن
صبحتون بخیر
یه صلوات برای من بفرستین دوستان ، دعام کنید امروز و پیش ببرم .
جدی جدی یه جوری از همه دور شدم که حس میکنم سال هاست هیچ ارتباطی با کسی ندارم
بعداً تصمیم میگیرم
پس امروز چندتا از نوشته هام رو میذارم
منو بگو یادم رفت اصلا :))))