از قولایی که به خودم میدم و نمیتونم انجامشون بدم متنفرم ، از اینکه هدف هامو فراموش میکنم متنفرم ، از اینکه حس و حال شکست رو یادم میره ، از اینکه اون حس ناکافی بودن تو ذهنم داره کمرنگ میشه متنفرم ، یادم نمیاد انگیزه برترم چی بود ولی اینو خوب میدونم که دارم کم میزارم برای خودم و از این قضیه هم متنفرم .
سر صبح پاشدم با نهایت افسردگی و ناامیدی وقتی یه قدم تا فروپاشی فاصله داشتم نشستم پشت میز چشمم خورد به فال حافظ ، کتابو باز کردم فال گرفتم
فکر میکنین چی بود ؟
بعداً تصمیم میگیرم
She'll make you burn in the rain
She'll cool you down in the fire