بعداً تصمیم میگیرم
بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری
ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را .
عاشق ناخون های لاک زدهایم که لاک هاش مرتب نیست و نصفش کنده شده نمیدونم چرا خیلی حس بامزهای بهم میده .
چیجوری چایی نمیخورین من قبل غذا ، بعد غذا ، قبل درس ، بعد درس ، حین درس ، تو مهمونی ، تو خونه ، صبح ها ، ظهرها ، بعد از ظهرا ، شبا ، قبل خواب ، بعد بیداری ، بیکارم ، حوصلم سر میره و ..
چایی میخورم چیجوری شما چایی نمیخورین ؟؟
بعداً تصمیم میگیرم
From the very first moment I met you
I was yours
Every part of me knew it
I'd never felt like that befor