3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من برای کارهایی که برای مذهبم انجام دادهام، پول نمیگیرم ...
باید یک پولی هم به امام رضا بدهم که منت سر من گذاشته برایش کار کنم!
#استاد_فرشچیان
🇮🇷 دهقایدلایو
@dehghayedlive1
🏴 در #عصر_عاشورا ببینید و بخوانید:
🏴 حضرت آیتالله خامنهای: هربار به تابلوی #عصر_عاشورا فرشچیان نگاه کردهام، گریه کردهام...
📝رهبر انقلاب اسلامی: من هر وقت تابلوی آقای فرشچیان را که خود ایشان چند سال قبل به من داده نگاه کردهام، گریه کردهام؛ با اینکه من سینهام پُر است از روضههای صبح عاشورا و عصر عاشورا. چه کسی بیشتر از ماها میداند که در اینباره چه نوشتهاند و چه خواندهاند و چه گفتهاند؟
📝میگویند آدمهایی که اهل این چیزها هستند، خودشان گریه نمیکنند؛ ولی ما درعینحال که این همه روضه بلدیم، آقای فرشچیان دارد روضهیی میخواند که ماها را میگریاند. این چه هنر پُرفایده و پُرمغز و پُرمعنایی است که یکنفر هنرمند میتواند این حالت را به وجود بیاورد؟ ۱۳۷۲/۰۶/۱۰
🇮🇷 دهقایدلایو
@dehghayedlive1
🔻ولایتی، مشاور رهبر انقلاب:
ایران با روسیه یا بدون او مانع احداث کریدور آمریکایی در قفقاز خواهد شد
مگر قفقاز جنوبی یک منطقه بیصاحب است که ترامپ آن را اجاره کند؟
اجازه نخواهیم داد که ناتو به مرزهای شمالی ایران نزدیک شود
قفقاز ملکی نیست که ترامپ اجاره کند، اگر لازم باشد، به قبرستان آمریکاییها تبدیل خواهد شد
🇮🇷 دهقایدلایو
@dehghayedlive1
🚀قدرت بالستیک ایرانی تا مسیر مشایه عراقی
⏱18 مرداد 1404
🇮🇷 دهقایدلایو
@dehghayedlive1
♦️ سردار قاآنی فرمانده سپاه قدس ایران: رئیس جمهور آمریکا شخصا از میدان جنگ یمن اعلام فرار کرد، این مفتضح ترین رفتار نظامی برای آمریکاییهاست.
🇮🇷 دهقایدلایو
@dehghayedlive1
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رازی که درباره بهترین اثرِ استاد فرشچیان نمیدانید!
🇮🇷 دهقایدلایو
@dehghayedlive1
#ارباب_معرفت
🌑 گزارشی سوزناک از عجیب ترین حوادث تاریخ معاصر ایران؛
وقایع بعد از شهادت شیخ فضل الله نوری
به بهانه ۹ مرداد سالروز شهادت شیخ
▪️... در اثر تلاطم و طوفان یک مرتبه طناب از گردن آقا پاره شد و نعش به زمین افتاد.
▫️جنازه را آوردند توی حیاط نظمیه مقابل در حیاط روی یک نیمکت گذاشتند. جمعیت کثیری ریخت توی حیاط. محشری برپا شد. مثل مور و ملخ از سر و کول هم بالا می رفتند. همه می خواستند خود را به جنازه برسانند. دور نعش را گرفتند و آنقدر با قنداق تفنگ و لگد به نعش زدند که خونابه از سر و صورت و دماغ و دهانش روی گونه ها و محاسنش سرازیر شد. هر که هر چه در دست داشت می زد. آنهایی هم که دستشون به نعش نمیرسید تف می انداختند.
▪️به همه مقدسات قسم که در این ساعت گودال قتلگاه را به چشم خودم دیدم. یک مرتبه دیدم یک نفر از سران مجاهدین مرد تنومند و چهارشانه بود، وارد حیاط نظمیه شد. غریبه بود. جلو آمد. بالای جنازه ایستاد. جلوی همه دکمه های شلوارش را باز کرد و روبروی اینهمه چشم، شُر شُر به سر و صورت آقا شاشید!
▫️تحویل جنازه
عده ای از صاحب نفوذها یپرم ارمنی را از عواقب سوزاندن نعش شیخ و تحویل ندادن می ترسانند. یپرم راضی می شود و می گوید: بسیار خوب ... به نظمیه تلفون کنید که لاشه را به صاحبانش رد کنند. سه نفر از بستگان شیخ شهید و سه نفر از نوکر هایش توی آن تاریکی توپخانه در گوشهای با یک تابوت منتظر تحویل جنازه بودند. آقا لخت و عور آن گوشه همین طور افتاده بود. لا اله الا الله. جنازه را در تابوت گذاشتیم و با دو مجاهد ما را راهی کردند.
▪️جنازه را وارد حیاط خلوت خانه شیخ کردند. شیخ ابراهیم نوری از شاگردان شیخ جنازه را غسل داد. بعد کفن کردیم و بردیم در اطاق پنج دری میان دو حیاط کوچک پنهان کردیم.
سر مجاهد ها را گرم کردیم. بعد تابوت را با سنگ و کلوخ و پوشال و پوشاک پر و سنگین کردیم. یک لحاف هم تا کرده روی آن کشیدیم تابوت قلابی را با آن دو نگهبان سر قبر آقا فرستادیم. متولی قبرستان که در جریان بود مثلاً نعش را دفن کرد و آن دو نگهبان با تابوت به نظمیه برگشتند.
صبح اوستا اکبر معمار آمد و درهای اطاق پنج دری را تیغه کردیم و رویش را گچکاری کردیم.
▪️دو ماه بعد از شهادت شیخ در اتاق پنج دری را شکافتیم، جنازه در آن هوای گرم همانطور تر و تازه مانده بود. جنازه را از آنجا برداشتیم و به اتاقی دیگر آن سوی حیاط منتقل کردیم و دوباره تیغه کردیم.
▫️ کم کم مردم فهمیدند که نعش شیخ نوری در خانه است می آمدند پشتدیوار فاتحه می خواندند و می رفتند. از گوشه و کنار پیغام میدادند امامزاده درست کردید؟! ۱۸ ماه از شهادت شیخ گذشته بود. بازاری ها به خیال میافتند دیوار را بشکافند و جنازه را برداشته دورشهر بیفتند و وااسلاما و واحسینا راه بیندازند. پیراهن عثمان برای مقصد خودشان.
▪️حاج میرزا عبدالله سبوحی واعظ می گوید یک روز زمستانی خانم شیخ مرا خواست. دیدم زار زار گریه می کند گفت دیشب مرحوم آقا رو خواب دیدم که خیلی خوش و خندان بود ولی من گریه می کردم آقا به من گفت: گریه نکن همان بلاهایی را که سر سیدالشهدا(ع) آوردند، سر من هم آوردند. اینها می خواهند نعش مرا در بیاورند زود آن را به قم بفرست.
▫️همان شب تیغه را شکافتیم و نعش را در آوردیم. با اینکه دو تابستان از آن گذشته بود و جایش هم نمناک بود اما جسد پس از ۱۸ ماه همانطور تر و تازه مانده بود فقط کفن کمی زرد شده بود. به دستور خانم دوباره کفن کردیم و نمد پیچ نمودیم به مسجد یونس خان بردیم و صبح به اسم یک طلبه که مرده آنرا با درشکه به امامزاده عبدالله بردیم و صبح جنازه را با دلیجان به طرف حضرت معصومه(س) حرکت دادیم.
▪️شیخ شهید در زمان حیات خود در صحن مطهر برای خودش مقبرهای تهیه کرده بود و به سید موسی متولی آن گفته بود این زمین نکره یک روز معرفه خواهد شد.
▫️نزدیک قم کاغذ به متولی نوشتیم که زنی از خاندان شیخ فوت کرده می خواهیم در مقبره شیخ دفنش کنیم، و به هادی پسر شیخ سپردیم در هنگام دفن جلو نیاید تا فکر کنند واقعا میت زن است و قضیه لو نرود. شب جنازه در مقبره ماند صبح خیلی سریع قبری به حد نصاب شرعی کندیم و با مهر تربتی که خانم داده بود جنازه را درون قبر گذاشتیم، نعش پس از ۱۸ ماه کمترین بوی عفونتی نداشت.
▪️و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.این آیه ای است که روی قبر شهید حاج شیخ فضل الله نوری نوشته شده است.
📗کتاب سرّ دار به قلم تندرکیا (نوه شیخ شهید)، ص ۵۲، نشر صبح ۱۳۸۹، چاپ سوم.
🇮🇷 دهقایدلایو
@dehghayedlive1
780.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️️تحقیر به سبک ترامپ: الیاف روی چهارپایه!
🇮🇷 دهقایدلایو
@dehghayedlive1
🏴#اربعین
خدایا
زائران امام حسین علیهالسلام
برای این زیارت، به سختی افتادهاند
پس بر آن چهرههایی که در آفتاب،
سوخته، رحمتت را جاری گردان...
خدایا من آنها را به تو میسپارم...
✍️حدیث #امام_صادق(ع)
🇮🇷 دهقایدلایو
@dehghayedlive1
آماده سازی مواکب مراسم بزرگ پیادهروی دلدادگان حسینی در دهقاید
مکان شروع:از ایستگاه مرکزی بطرف یادمان شهید گمنام دهقاید
🇮🇷 دهقایدلایو
@dehghayedlive1