بحثِ دوس داشتن باشه، آره هنوزم دوسِت دارم ؛
ولی بحث خواستن باشه...
ن دیگه نمیخوامت.
همـهی قافـیهها تابـعِ زُلفـش بودنـد
چادرش را به سرش کرد، غزل ریخت به هم:)
#سیدحمیدرضا_برقعی
”هنوز گاهی میان آدمها گم میشوم؛
کوچهها را بلد شدم،
خیابانها را بلد شدم،
ماشینها را، مغازهها را،
رنگهای چراغ قرمز را،
جدول ضرب را حتی…
دیگر در راه هیچ مدرسهای گم نمیشوم،
ولی هنوز گاهی میان آدمها گم میشوم؛
آدمها را بلد نیستم!“
هیچ اتفاقی فراموش نمیشه، بلاخره یه روز، تو یه خیابون یا وسط یه آهنگ یا موقع خوندن کتاب یا دیدن فیلم، یهو همه چیز یادت میاد.
ای کتابِ وسوسه! کو فرصتِ دلخواه و درخور
تا بخوانم خط به خط، از ابتدا، تا انتهایت
- حسین منزوی
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به تو محتاجم...
بیشتر از هوا...
بیشتر از آب...
بیشتر از نیاز یک خسته به خواب💔😔