4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلت تنگ رفیقان شهیدت بود؟ میدانم
شهادت سالها چشم انتظارت بود، می دانی...؟
هدایت شده از - الحَنیـن -
زبان قاصر از مصیبت تو
قلم را از دستانم گرفتی
گریه را بر من ببخش
گریه و دلتنگی شبهاست که مرا در مصیبت تو یاری میرسانند
و مرگ را مجوز بده بر من؛ خیلی وقت است که دوری، امیدِ وصال دارد به انتظار مرگ...
_چجوری میشه یه نفر رو خدا اینجوری بغل میکنه..؟
قشنگ انگار داره میگه بیا بغلم بنده خوبم بیا، اونجا جای تو نیست...
یه استرسی ، یه حال عجیبی
هی داره گلومو فشار میده و هرچقدر به یک و بیست نزدیک تر میشیم فشار دستشو بیشتر و بیشتر میکنه .
انگار یه عده میخوان روحمو از بدنم بکشن بیرون و موفق نمیشن .
یه همچین حالتی دارم ..
آقا جان کجایی پس...
کجایی
بیا تو روخدا
بیا دلمون پوکید به مولا
ببخشید عین آدم حرف زدن بلد نیستم
ولی دیگه نمیتونم
نمیکشم
میبینی دارم اینارو میگمااا... همین چند روز دیگه یه غلط دیگه میکنم
ولی تو بیا، به منِ بد نگاه نکن
به اون خوبا نگاه کن
منم سعیم رو میکنم
ولی تو بیا، ما خسته شدیم
نشون نمیدیم ولی خسته ایم
ای خدا....
این بغضه که گریه شده نمیزاره بنویسم
هی میاد، هی میاد
ولی چه فایده... آقام نیست
هی گریه میکنم، هر شب قدر، هر مناسبت ولی نمیای
آقا من بدم، ولی قسم به اون خوبا
تو بیا مارو از این بد بودنمون نجات بده
فقط بیا