محبوبم، به تو که میرسم، انگار از قحطی برگشتهام. کورمالکورمال واژه را چنان در ترانه جای میدهم که کلیدی را در قفل. ترانه باز میشود و تو لبخند میزنی. یکسره میجوشم، قلقل میزنم. من سنگ نیستم، همچنان قلب من به شکل دلی میتپد. شعری از سنگ با دستهایی از صبح مرا زنده میکند. گفتم شما را صدا کنم. اسم شما را صدا کردم، باران چنان گرفت که اسم شما در کوچههای شهر شایع شد. تو شبیه سیبی و بِه. من که هستم؟ گاهی پر از تمام چهرههای توام.
محمد صالحعلا
دوماً چون در ایام امتحانات به سر میبریم، فعالیت به شدت کاهش پیدا کرده و واقعا از این موضوع خوشحال نیستم
ولی برای اینکه مطالب کانال صرفا برای شماست
و اینکه من هیچ مطلبی نزارم چیز بدیه
راحت باشین دیگه، لفت بدین
ان شاءالله اگر حوصله ای آمد و گرد روزگار از ما دور شد دوباره کانال به حالت سابق برمیگرده
از همتون ممنون که تا اینجا همراهی کردن
پ.ن: کانال بسته نیست، فقط چون فعالیت کمه میگم لفت بدید که راحت باشید همین💙
نادر ابراهیمی تعریف قشنگی از خوشبختی داره:
"خوشبختی، ساختن عروسک کوچکیست از یک تکه خمیر نرم و شکل پذیر
اما یادت باشد جنس اون خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر .."