مــٰآ
قسمت دوم زمان مطالعه: ۱ دقیقه «انتظارداشتن» سرطانیست بدخیم و لاعلاج که وقتی به جانمان بیفتد [از ز
قسمت سوم
زمان مطالعه: ۱ دقیقه
راستش من خیلی فکر کردم که ببینم نابخردترین و بینتیجهترین گونهی آدمی از منظر رفتاری و شخصیتی برای برقراری ارتباط چهجور آدمهایی احتمالن میتوانند باشند. مدتها این بررسی را ادامه دادم تا امروز که گمان میکنم بهچیزی که مینویسم مؤمنام و اعتقاد قلبی دارم. بهنظر میآید بهتراست ما از آدمی که این سه ویژگی را همزمان و همیشه دارد فاصله بگیریم. بهاختصار نامِ ایندسته از افراد را «کمبیپُر» مینامم:
۱.کمسواد
۲.بیمنطق
۳.پُرمدعا
توضیح بند۱: فرد، بهصرف گرفتن یک مدرک و یا خواندن یک کتاب گمان میکند دربارهی چیزی که حرف میزند، صاحبنظر است. بهطورمثال، بهجای آنکه حرفهایش بویی از دانش بُرده باشد، بیشتر آبوتاب دارد. پس از شنیدن حرفهایش، بهاحتمالزیاد، هیچ نفهمیدهایم.
توضیح بند۲: سادهترین توصیف برای این ویژگی، این است که نمیشود با فرد گفتوگو کرد. بزرگوار حرفهامان را نمیشنود و مدام دوست دارد فقط خودش حرف بزند. اینگونه افراد، بحث را بهسان یک مسابقه میبینند. پس فقط در تلاشاند برنده باشند. پس هیچوقت قانع نمیشوند و از استدلالها همچون گربه از آب، گریزاناند. اگر ریز شویم، میبینیم هیچکس را هم قبول ندارند.
توضیح بند۳: مدام از کردههاشان در گذشته و برنامههای انجامنشدهشان از آینده صحبت میکنند:
“در گذشته من برای خودم کسی بودم.”
“حالا صبرکنید فلانبرنامهام بگیرد.”
در حال حاضر؟ فقطوفقط مشغول حرافی و ادعابافی.
از «کمبیپُر»ها فاصله بگیریم و هیچوقت، هیچوقت وارد بازیشان نشویم.
[عماد رضایینیک]
مــٰآ
قسمت سوم زمان مطالعه: ۱ دقیقه راستش من خیلی فکر کردم که ببینم نابخردترین و بینتیجهترین گونهی آدم
میدانم عزیزانم! طولانیه
ولی از دلِ همین متن های طولانیِ که خیلی مطالب بهمون اضافه میشه!
یک دقیقه وقت رو میگیره
ايوب نبى آخراى داستانش ميگه "أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ" من رنج ميكشم "در حاليكه" تو مهربان ترين مهربانانى. اون "درحاليكه" كنايه سنگينيه، بله بزرگ متعال، ما رنج ميكشيم درحاليكه تو مهربانترين مهربانانى..
هدایت شده از نَهجُالبَلاغِه
به کمیل زیاد گفت: بدانکه در اینجا،
( اشاره به سینه ی مبارک کرده )
دانشِ فراوانی انباشته است. ای کاش
کسانی را می یافتم که می توانستد
آن را بیاموزند...
[ #نهجالبلاغه | #حکمت ۱۴۷ ]
-چه عیش از وعده؟ چون باور زِ عنوانم نمیآید..
..به نوعی گفت "میآیم" که میدانم نمیآید
-غالب دهلوی
خدایا! به هارت و پورتمون نگاه نکن!
ما بدون تو دست و پا چلفتی تر از این حرفاییم.
|رایکانابراهیمی
هدایت شده از خب که چی؟
کاش میتونسم ببرمت به ی شهری که هیچ غمی ازش رد نشه و وارد اون شهر نشه
جایی که همیشه باهم بخندیم و دستامون از هم جدا نشه!
جایی کهما "ما" بمونیم