«يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟ يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟ يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟»
پدر جان، چه کسی صورت منوّرت را غرق خون ساخته؟ پدر جان، چه كسی رگهای گردنت را بریده؟ پدر جان، كدام ظالم مرا در كودكی یتیم كرده است؟
- شب سوم؛ حضرت رقیه(س)
تو، در آن بیابان، تنها ماندی؛ لیکن، امیدوار. آنها، با آنهمه طلسم، قدرت و نیرو، ناامید، بر روی نیزه و شمشیر، تکیه میدادند. تو، یک مرد، یک چراغ. آنها، مردهها، مدفون ظلمت و تاریکی، نگهبانِ گور خویش. و تو، پیروزی. ظلمت، در انتظار پرتو مشعلهاست. در انتظار شعلهی بیپرواست.
_ علی صفائیحائری، عاشورا