[ من سرّ با آنکس توانم گفتن، که او را در او نبینم، خود را در او بینم. ]
مقالات شمس تبریزی
به هر راهی که رفتم قومی دیدم.
گفتم: خداوندا! مرا به راهی بَر که من و تو باشیم، و خلق در آن راه نباشد!
راهِ اندوهْ در پیش من نهاد و گفت: اندوه، بار گران است. خلقْ نتواند کشید.
[ احوال و اقوال شیخ ابوالحسن خرقانی ]
هدایت شده از مــٰآ
{خلق را با تو همه بد خو کند
تا تو را رو جانب آن سو کند...}
@ma_va_zendegi
درد دل تو را چه کسی گوش میکند؟
ای در جهان غریب، به چاهی بسنده کن ...
- سجاد سامانی
ولی رفیق
چو غُنچه گرچه فروبستگی است کارِ جهان
تو همچو بادِ بهاری گره گُشا باش
-حافظ
+آره، گرهگُشا باش. نه کور کننده گره!