روزگار عجیبی شده است؛
حتی وقتی میخندیم
منظورمان چیز دیگریست،
وقتی همه چیز خوب است
میترسیم،
ما به لنگیدن یک جای کار
عادت کردهایم!
#هوشنگابتهاج🌱'
درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت..
در من غزلی درد کشید و سر زا رفت..
سجاده گشودم که بخوانم غزلی را..
سمتی که تویی عقربه ی قبله نما رفت..
در بین غزل نام تورا داد زدم داد..
آن گونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت..
بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت:
این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت..!؟
من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم..
من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت!!
#محمد_سلمانی
♥️
آفتابا چه خبر؟
این همه راه آمده ای
که به این خاک غریبی برسی؟
ارغوانم را دیدی سر راه؟
مثل من پیر شده است..؟!'
-ابتهاج
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کنج قلبم واسه تو یه خونه ساختم😍💙
``کلیشه ای🌱``
رفیــق...!
وقتی یکی هست اون بالا،
که از خودِ واقعیت خبرداره
چرا یه بار این طرفی،
یه بار اون طرفی...؟!
خودت باش...