میشد اینقدر عزیز نباشد برای پیامبر؛
که قرآن نگوید 'اَنفُسنا' که همه نگویند
اَنفُسنای مباهله، «علی» بود؛ جانِ پیامبر.
میشد با همسرش، با بچههایش، آن سه
روز افطارشان را به مسکین و یتیم
ندهند، فقط قرآن دیگر 'هَل اَتی' نداشت.
میشد آنقدر شجاعانه و دلیرانه نجنگد
که قرآن حتی به ضربه سمّ اسبش قسم
بخورد 'وَالعادیات ضَبحاً فَالموریاتِ قَدحا'
میشد همهی شبهای شب، نخوابد در
بستر پیامبر، میشد جانش را سپر بلای
رسول نکند؛ فقط یکی از آیههای قرآن
کم میشد؛ 'وَ مِن النّاس مَن یَشری نَفسه
ابتغاء مَرضات الله' میشد در رکوع،
انگشترش را به آن فقیر انفاق نکند؛
فقط شاید یکی از آیههای قرآن نازل
نمیشد؛ 'اِنَّما ولیُّکُمُ الله..وَ یؤتونَالزَّکوة
وَ هُم راکِعون'🤍
- سیدمصطفی موسوی
@Dellrish
عاشقانت میفروشند عِیش را, غم میخرند
دل به پاى روضه میریزند، ماتم میخرند
باز هم شیر حلال مادران تاثیر کرد
بچه ها دارند از بازار پرچم میخرند
مثل خاروخس در این سِیلِ به راه افتاده ایم
باز دَرهَم آمدیم و باز دَرهَم میخرند
ماه ها در یک طرف، ماه محرم یک طرف
بیشتر از ماه ها، ماهِ محرم میخرند
اشک ما اینجا فقط این قدر قیمت یافته
ورنه جاى دیگرى عرضه کنى کم میخرند
تا تو را داریم ما، داراترینِ عالمیم
بچه هاى ما درِ این خانه حاتم میخرند
این طرف گریان شدیم و آن طرف آباد شد
اشک کالایى ست که در هر دو عالم میخرند
گریه بر مظلوم تکویناً تقرب آور است
در حسینیه مرا، حتى نخواهم میخرند
مطمئناً روضه اى یا گریه اى در کار هست
هر کجا عصیانى از فرزند آدم میخرند
عده اى دم میدهند و عده اى دم میزنند
پنج تن هم این وسط دارند از دم میخرند
گریه کن زهراست، ما تنها سیاهى لشگریم
باز با این حال شکلِ گریه را هم میخرند
علی اکبر لطیفیان
@Dellrish