.
🌙دعای روز دوازدهم #ماه_رمضان
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📖
#فرزند_ابوتراب👶
#مجموعه_پابرهنه👣
☘کتاب حاضر که به خاطراتی از سید آزادگان مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر ابو ترابی👳 در قالب ۶۶ برش می پردازد، از سال های دبیرستانش در قزوین تا سال های طلبگی در نجف اشرف و اسارت و آزادی می پردازد.
چهارده خاطره مربوط به ایام نوجوانی 🧑و جوانی👨 قبل از اسارت، نوزده خاطره مربوط به ایام اسارت و سی خاطره مربوط به فعالیت های ایام آزادی تا ارتحال می باشد.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📖
#فرزند_ابوتراب👶
#مجموعه_پابرهنه👣
☘در کتاب فرزند ابوتراب بخشهایی از زندگی مرحوم سید علی اکبر ترابی👳 را میخوانیم و برخی از خاطراتش را مرور میکنیم. سید علی اکبر ابوترابی 6 شهریور 1318 در قزوین متولد شد👶 و 12 خرداد 1379 در یک سانحه رانندگی🚗 جان باخت. او از نیروهای انقلابی، اسرای دوران جنگ تحمیلی🪖، نماینده تهران در مجلس چهارم و پنجم و از اعضای موسس جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بود.
در این کتاب خاطراتی از زندگی ایشان را میخوانیم تا با شخصیت و منش او و فعالیتهایش در زندگی بیشتر آشنا شویم.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📖
#فرزند_ابوتراب👶
#مجموعه_پابرهنه👣
☘یکی از نقاط قوت💪 کتاب کاربردی بودن اکثر خاطرات کتاب 📖است. گرد آورندگان گزینش خوبی از خاطرات مرحوم ابوترابی انجام داده اند. در کنار این ویژگی، مستند بودن خاطرات به منبع و راوی🗣 خاطه به طراوت آن می افزاید و نمی گذارد نقیصه تحقیقی نبودن کتاب و ذکر خاطرات از یک منبع به چشم بیاید.
☘اگر تهیه کنندگان مجموعه خلاصه ای از زندگی نامه شخصیت کتاب را در ابتدا یا انتهای کتاب ذکر می کردند، خیلی بهتر بود.
از محاسن دیگر کتاب ذکر نمایه در آخر کتاب است که نشان دهنده دقت نظر گرداورندگان در ارائه اثری بی نقص می باشد.
☘یکی از نماهایی که کتاب از مرحوم ابوترابی👳 ارائه می کند، روحیه جهادی ایشان است.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📖
#فرزند_ابوتراب👶
#مجموعه_پابرهنه👣
☘پدربزرگم 👨🦳وصیت کرده بود 📜وقتی آسیدعلی اکبر ازدواج👫 کرد، مبلغ هجده هزار تومان به ایشان کمک شود تا خانه🏡 بخرند. یک روز پدرم به منزل ما آمد و این مبلغ را به من داد و گفت: «این پول برای آسیدعلی اکبر 👳است. این را در جایی نگهداری کنید تا در زمان خودش به ایشان بدهیم. » چند روز از این موضوع گذشته بود که آسیدعلی اکبر👳 به منزل ما آمد. من هم که اصلاً حواسم سر جایش نبود، به ایشان گفتم: «حاج داداش، آقاجان هجده هزار تومان به من دادند تا شما با آن خانه بخرید. » ایشان تا این حرف را شنید ذوق کرد 😄و انگار داشت از خوش حالی بال درمی آورد، پرسید: «کو؟ پول کجاست؟ » گفتم: «توی کمد. » گفت: «برو آن پول 💰را بیاور. » پول💰 را به ایشان دادم و پرسیدم: «الان این پول را برای چه می خواهید؟ »
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📖
#فرزند_ابوتراب👶
#مجموعه_پابرهنه👣
☘یک روز از صلیب سرخ برای بازدید از اردوگاه آمده بودند. از حاج آقای ابوترابی👳 در مورد وضعیت اردوگاه و رفتار با اسرا پرسیدند، اما ایشان هیچ شکایتی نکرد. بعد از رفتن مأموران👮♂ صلیب سرخ یکی از افسران عراقی که بسیار خشن و مغرور😡 بود رو به حاج آقا ابوترابی 👳کرد و گفت:«این همه ما شما را اذیت کردیم، شما چرا به صلیب سرخ چیزی نگفتید؟» حاج آقا تأملی کرد 🤔و به او فرمود: مگر شما مسلمان نیستید؟ - بله. -مگر ما مسلمان نیستیم؟ - بله. -:وقتی ما مسلمانیم و شما هم مسلمانید خوب نیست باهم اختلاف داشته باشیم و اختلاف خود را نزد یک غیر مسلمان ببریم. افسر بعثی از این سخن حاج آقا به خود آمد و بعد از آن رفتارش اسرا بهتر شد و دستور داد امکاناتی به اسرا داده شود. او وقتی داشت از آن اردوگاه به اردوگاه دیگری منتقل میشد یک ماه حقوق💰 خود را به اسرا بخشید.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📖
#فرزند_ابوتراب👶
#مجموعه_پابرهنه👣
☘یک بار که همراه حاج آقا ابوترابی 👳از کرمانشاه به تهران می آمدیم، من خسته شده بودم و حاج آقا رانندگی🚗 می کرد. جاده به دلیل بارش برف🌨 خیلی لغزنده بود. در مسیر یک لحظه ماشین لیز خورد و با کامیونی🚚 که نزدیک ما بود تصادف کردیم. در اثر تصادف صورتم زخمی شد. حاج آقا از دیدن این صحنه خیلی ناراحت😢 شد. گفتم: «نگران نباشید، چیزی نشده. شما سالم هستید؟ فرمود: «بله، چیزی نشد. من نگران شما هستم.»
خودرو 🚗را بکسل کردیم و به تهران آوردیم. در مسیر تهران به پاسگاهی رسیدیم و برای اقامه ی نماز اول وقت توقف کردیم. دیدم حاج آقا چانه اش را در دست گرفته است. پرسیدم : «چه شده است؟»
گفت: «چیزی نیست.» عبایش را که نگاه کردم دیدم خونی است. خون لباسش را شست و بعد از اقامه ی نماز حرکت کردیم. به تهران که رسیدیم به بیمارستان🏨 رفتیم و از دنده هایش عکس برداری کردیم. معلوم شد دو تا از دنده های ایشان شکسته است. آن ها را بستند و به حاج آقا دو روز استراحت دادند.
☘حاج آقا با اینکه در این ماجرا از ناحیه دنده و پهلو به شدت مجروح شده بود🤕، به خاطر اینکه من نگران حالش نشوم، از آسیبی که دیده بود هبچ سخنی نگفت.
برگرفته از صفحه 59 کتاب
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📖
#فرزند_ابوتراب👶
#مجموعه_پابرهنه👣
☘آقای یعقوبی دوست و همراه آقای ابوترابی بود و این دو با هم رفت و آمد خانوادگی نداشتند. یک روز فرزند آقای یعقوبی 🧑که حدود ۱۵ سال داشت به ایشان گفت: «بابا! من خیلی دوست دارم بزرگ که شدم مثل آقای ابوترابی بشوم». آقای یعقوبی👨🦰 هم که قرار بود همان روز به اتفاق حاج آقا برای ساخت اتاقکی برای یکی از روستاییان محروم در اطراف قزوین برود، به فرزندش گفت: «کاری ندارد از همین حالا شروع کن و هر کاری ایشان میکند یاد بگیر و انجام بده».
☘به اتفاق ایشان و فرزندشان🧑 به روستای موردنظر رفتیم. وقتی بنا آمد حاج آقا لباس کار به تن کرد و برای او آجر🧱 پرت می کرد و گِل درست می کرد. آن روز از ظهر گذشت، چون همه گرم کار بودند، کسی حرفی از ناهار نزد و گرسنه و تشنه کار را تا پاسی از شب🌌 ادامه دادند. اتاقک که ساخته شد، صاحب خانه از حاج آقا و همراهان خواستند یک استکان چای☕️ بخورند و بعد بروند؛ اما حاج آقا👳 قبول نکرد و بلافاصله به قزوین برگشتیم.
آقای یعقوبی می گفت: «به خانه که رسیدیم، چون دیر وقت بود، شامی هم نبود که بخوریم. در همین حال پسرم که حسابی گرسنه و تشنه و عصبانی 😩بود گفت: من دیگر نمی خواهم آسید علی آقا باشم!
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببين کافرها چطور روز قیامتهم دروغ
میگن که ما بتپرست نبودیم..
اما دیگه خبری از اون دروغهای ساختگی
نیست
#انعام ۲۴
#زندگی_با_آیه_ها🌱
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📚
#هواتو_دارم😌
🌱«هواتو دارم» دارای دو قهرمان است که قهرمان اول شهید و قهرمان دوم همسر شهید است؛ چنانچه شهید سلیمانی 👱♂هم در وصف همسران شهدا 🧕گفته بود، پاداش همسران شهدا کمتر از شهدا نیست. کتاب در دوازده فصل جریان دارد. از سال 85 شروع و در سال 97 تمام میشود. در حقیقت نویسنده 📝در این اثر دو خط داستانی را در یکدیگر ادغام کرده است. یکی زندگی دختری با نام مستعار «ستاره» است که در قالب همسر، نقش روایتگری اثر را به عهده گرفته و این قصه زیرین کتاب است و دیگری داستان زندگی جوانی است ۲۰ساله که بعد از ازدواج با ستاره، شهید مدافع حرم میشود. شهیدی که داستان او قصه برجسته اثر است و عنوان کتاب براساس زندگی او نامگذاری شده است.
🌱برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📚
#هواتو_دارم😌
🌱داستان کتاب هواتو دارم، روایت همسر شهید عبداللهی👨🦱 است. او از خوابی میگوید که چادر را برخلاف سنت خانوادگیشان، بر سرش میآورد و پاداش این استقامت او نیز، مرتضی است. مرتضایی که از روز اول خواستگاری صادقانه و محکم عقیدهاش را فریاد میزند. او در هر موقعیتی از زندگیاش مرام و معرفت را نسبت به اطرافیانش فراموش نمیکند، حتی زمانی که برای آخرین بار عازم سوریه میشود به خانواده اش دستخط میدهد که شفاعتشان کند. کتاب هواتو دارم، روایت عاشقانهای از جوانی با صفاست که همراه و همقدم خوبی انتخاب کرده.
🌱کتاب «هواتو دارم» نوشته محمدرسول ملاحسنی است که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای(مدظلهالعالی) بر این کتاب تقریظ نوشتهاند.
🌱برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹