eitaa logo
پویش دلتکانی
2.1هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
866 ویدیو
59 فایل
📚خانه تکانی دل با کتاب 🌺بیش از ۶٠٠ عنوان کتاب ارسال کادو شده به سرتاسر کشور ☘️کانال مستقیما زیر نظر نویسنده کتاب های یادت باشد، کاش برگردی و هواتو دارم مدیریت می شود آی دی سفارش کتاب @aghigh1369
مشاهده در ایتا
دانلود
📖 👶 👣 ☘یکی از نقاط قوت💪 کتاب کاربردی بودن اکثر خاطرات کتاب 📖است. گرد آورندگان گزینش خوبی از خاطرات مرحوم ابوترابی انجام داده اند. در کنار این ویژگی، مستند بودن خاطرات به منبع و راوی🗣 خاطه به طراوت آن می افزاید و نمی گذارد نقیصه تحقیقی نبودن کتاب و ذکر خاطرات از یک منبع به چشم بیاید. ☘اگر تهیه کنندگان مجموعه خلاصه ای از زندگی نامه شخصیت کتاب را در ابتدا یا انتهای کتاب ذکر می کردند، خیلی بهتر بود. از محاسن دیگر کتاب ذکر نمایه در آخر کتاب است که نشان دهنده دقت نظر گرداورندگان در ارائه اثری بی نقص می باشد. ☘یکی از نماهایی که کتاب از مرحوم ابوترابی👳 ارائه می کند، روحیه جهادی ایشان است. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📖 👶 👣 ☘پدربزرگم 👨‍🦳وصیت کرده بود 📜وقتی آسیدعلی اکبر ازدواج👫 کرد، مبلغ هجده هزار تومان به ایشان کمک شود تا خانه🏡 بخرند. یک روز پدرم به منزل ما آمد و این مبلغ را به من داد و گفت: «این پول برای آسیدعلی اکبر 👳است. این را در جایی نگهداری کنید تا در زمان خودش به ایشان بدهیم. » چند روز از این موضوع گذشته بود که آسیدعلی اکبر👳 به منزل ما آمد. من هم که اصلاً حواسم سر جایش نبود، به ایشان گفتم: «حاج داداش، آقاجان هجده هزار تومان به من دادند تا شما با آن خانه بخرید. » ایشان تا این حرف را شنید ذوق کرد 😄و انگار داشت از خوش حالی بال درمی آورد، پرسید: «کو؟ پول کجاست؟ » گفتم: «توی کمد. » گفت: «برو آن پول 💰را بیاور. » پول💰 را به ایشان دادم و پرسیدم: «الان این پول را برای چه می خواهید؟ » برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📖 👶 👣 ☘یک روز از صلیب سرخ برای بازدید از اردوگاه آمده بودند. از حاج آقای ابوترابی👳 در مورد وضعیت اردوگاه و رفتار با اسرا پرسیدند، اما ایشان هیچ شکایتی نکرد. بعد از رفتن مأموران👮‍♂ صلیب سرخ یکی از افسران عراقی که بسیار خشن و مغرور😡 بود رو به حاج آقا ابوترابی 👳کرد و گفت:«این همه ما شما را اذیت کردیم، شما چرا به صلیب سرخ چیزی نگفتید؟» حاج آقا تأملی کرد 🤔و به او فرمود: مگر شما مسلمان نیستید؟ - بله. -مگر ما مسلمان نیستیم؟ - بله. -:وقتی ما مسلمانیم و شما هم مسلمانید خوب نیست باهم اختلاف داشته باشیم و اختلاف خود را نزد یک غیر مسلمان ببریم. افسر بعثی از این سخن حاج آقا به خود آمد و بعد از آن رفتارش اسرا بهتر شد و دستور داد امکاناتی به اسرا داده شود. او وقتی داشت از آن اردوگاه به اردوگاه دیگری منتقل می‌شد یک ماه حقوق💰 خود را به اسرا بخشید. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📖 👶 👣 ☘یک بار که همراه حاج آقا ابوترابی 👳از کرمانشاه به تهران می آمدیم، من خسته شده بودم و حاج آقا رانندگی🚗 می کرد. جاده به دلیل بارش برف🌨 خیلی لغزنده بود. در مسیر یک لحظه ماشین لیز خورد و با کامیونی🚚 که نزدیک ما بود تصادف کردیم. در اثر تصادف صورتم زخمی شد. حاج آقا از دیدن این صحنه خیلی ناراحت😢 شد. گفتم: «نگران نباشید، چیزی نشده. شما سالم هستید؟ فرمود: «بله، چیزی نشد. من نگران شما هستم.» خودرو 🚗را بکسل کردیم و به تهران آوردیم. در مسیر تهران به پاسگاهی رسیدیم و برای اقامه ی نماز اول وقت توقف کردیم. دیدم حاج آقا چانه اش را در دست گرفته است. پرسیدم : «چه شده است؟» گفت: «چیزی نیست.» عبایش را که نگاه کردم دیدم خونی است. خون لباسش را شست و بعد از اقامه ی نماز حرکت کردیم. به تهران که رسیدیم به بیمارستان🏨 رفتیم و از دنده هایش عکس برداری کردیم. معلوم شد دو تا از دنده های ایشان شکسته است. آن ها را بستند و به حاج آقا دو روز استراحت دادند. ☘حاج آقا با اینکه در این ماجرا از ناحیه دنده و پهلو به شدت مجروح شده بود🤕، به خاطر اینکه من نگران حالش نشوم، از آسیبی که دیده بود هبچ سخنی نگفت. برگرفته از صفحه 59 کتاب برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📖 👶 👣 ☘آقای یعقوبی دوست و همراه آقای ابوترابی بود و این دو با هم رفت و آمد خانوادگی نداشتند. یک روز فرزند آقای یعقوبی 🧑که حدود ۱۵ سال داشت به ایشان گفت: «بابا! من خیلی دوست دارم بزرگ که شدم مثل آقای ابوترابی بشوم».  آقای یعقوبی👨‍🦰 هم که قرار بود همان روز به اتفاق حاج آقا برای ساخت اتاقکی  برای یکی از روستاییان محروم در اطراف قزوین برود،  به فرزندش گفت: «کاری ندارد از همین حالا شروع کن و هر کاری ایشان می‌کند یاد بگیر و انجام بده». ☘به اتفاق ایشان و فرزندشان🧑 به روستای موردنظر رفتیم. وقتی بنا آمد حاج آقا لباس کار به تن کرد و برای او  آجر🧱 پرت می کرد و گِل درست می کرد. آن روز از ظهر گذشت، چون همه گرم کار بودند، کسی حرفی از ناهار نزد و گرسنه و تشنه  کار را تا پاسی از شب🌌 ادامه دادند. اتاقک که ساخته شد، صاحب خانه از حاج آقا و همراهان خواستند یک استکان چای☕️ بخورند و بعد بروند؛ اما حاج آقا👳 قبول نکرد و بلافاصله به قزوین برگشتیم.  آقای یعقوبی می گفت: «به خانه که رسیدیم، چون دیر وقت بود، شامی هم نبود که بخوریم. در همین حال پسرم که حسابی گرسنه و تشنه و عصبانی 😩بود گفت:  من دیگر نمی خواهم آسید علی آقا باشم! برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببين کافرها چطور روز قیامت‌هم دروغ میگن که ما بت‌پرست نبودیم.. اما دیگه خبری از اون دروغ‌‌های ساختگی نیست ۲۴ 🌱 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 😌 🌱«هواتو دارم» دارای دو قهرمان است که قهرمان اول شهید و قهرمان دوم همسر شهید است؛ چنانچه شهید سلیمانی 👱‍♂هم در وصف همسران شهدا 🧕گفته بود، پاداش همسران شهدا کمتر از شهدا نیست. کتاب در دوازده فصل جریان دارد. از سال 85 شروع و در سال 97 تمام می­شود. در حقیقت نویسنده 📝در این اثر دو خط داستانی را در یکدیگر ادغام کرده است. یکی زندگی دختری با نام مستعار «ستاره» است که در قالب همسر، نقش روایتگری اثر را به عهده گرفته و این قصه زیرین کتاب است و دیگری داستان زندگی جوانی است ۲۰ساله که بعد از ازدواج با ستاره، شهید مدافع حرم می‌شود. شهیدی که داستان او قصه برجسته اثر است و عنوان کتاب براساس زندگی او نام‌گذاری شده است. 🌱برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 😌 🌱داستان کتاب هواتو دارم، روایت همسر شهید عبداللهی👨‍🦱 است. او از خوابی می‌گوید که چادر را برخلاف سنت خانوادگی‌شان، بر سرش می‌آورد و پاداش این استقامت او نیز، مرتضی است. مرتضایی که از روز اول خواستگاری صادقانه و محکم عقیده‌اش را فریاد می‌زند. او در هر موقعیتی از زندگی‌اش مرام و معرفت را نسبت به اطرافیانش فراموش نمی‌کند، حتی زمانی که برای آخرین بار عازم سوریه می‌شود به خانواده اش دستخط می‌دهد که شفاعت‌شان کند. کتاب هواتو دارم، روایت عاشقانه‌ای از جوانی با صفاست که همراه و همقدم خوبی انتخاب کرده. 🌱کتاب «هواتو دارم» نوشته محمدرسول ملاحسنی است که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله‌العالی) بر این کتاب تقریظ نوشته‌اند.  🌱برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 😌 🌱روایت پشت جبهه و سبک زندگی شهدا امروز راهگشای بسیاری از مشکلات و آسیب های فرهنگی و اجتماعی ماست. رهبر دانای راز انقلاب می فرمایند: «در بیان زندگی نامه ی شهیدان 📝سعی کنیم خصوصیات زندگی این ها و سبک زندگی این ها را تبیین کنیم. این مهم است... این شهیدی که شما از یاد او به هیجان می آیید، در محیط... 🌱این کتاب صرفاً داستانی برای خواندن و گذشتن نیست؛ درس نامه ی شهیدی والامقام برای پیداکردن راه است. این شهدا چراغ راه اند و به عنوان یک الگوی موفق، زندگی دین مدارانه را به ما نشان می دهند. هواتو دارم کتابی است که در 12 فصل به روایت زندگی این شهید بزرگوار پرداخته است. 🌱برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 😌 🌱اردیبهشت بود که مجدد مادر آقامرتضی👵 تماس گرفت. حرفشان این بود که دختروپسر 🧕🧔‍♂هم را ببینند؛ اگر دو نفر هم را پسندیدند، می شود روی زمان عقد و عروسی توافق کرد. چون خیلی اصرار داشتند، ما هم قبول کردیم و این طور شد که اولین جلسه ی خواستگاری رسمی که آقامرتضی🧔‍♂ هم حضور داشت شکل گرفت. روز خواستگاری اول پدرها صحبت کردند. پدر آقامرتضی 🧓گفت: «الحمدلله پسر ما پسر خوب و سالمیه. ما هم بالاخره دختر داریم و می دونیم که تصمیم خیلی سختیه. آقا پسر ما نه درسش تموم شده نه سرکار می ره؛ ولی من خودم اعتقاد دارم که هروقت جوان نیاز داشت باید ازدواج کنه. حتی زودتر از این سن. دختروپسر هم نداره. کار و سربازی🪖 و درس 📖هم با مدارا درست می شه. ما هم همه جوره حمایت می کنیم. شکر خدا اوضاع مالی مناسبی داریم. تضمین این پسر خود منم. اگه قسمت باشه و این وصلت شکل بگیره، هر کاری از دستمون بربیاد برای این دوتا جوون انجام می دیم.» برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 😌 🌱برای رسیدن به آرامش به وضو پناه بردم. سرودستی شستم و بی‌اختیار چادر نماز گُل‌گلی خودم را سر کردم. کمی بعد، ضربان قلبم آرام‌تر شده بود. دودستی چسبیده بودم به چادر. در آن بی‌قراری احساس می‌کردم نخ این چادر مایهٔ آرامش من شده. به خوابی که دیده بودم فکر می‌کردم. خوابی که تمام وجودم را شکست، زندگی‌ام را به هم ریخت و من اراده کردم دوباره آن را بچینم؛ ولی با شکل‌وشمایلی متفاوت. نمی‌دانستم دقیقاً باید چه‌کار کنم. تنها چیزی که در آن شک نداشتم، این بود که باید تغییر کنم. 🌱برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹