eitaa logo
پویش دلتکانی
2.1هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
867 ویدیو
59 فایل
📚خانه تکانی دل با کتاب 🌺بیش از ۶٠٠ عنوان کتاب ارسال کادو شده به سرتاسر کشور ☘️کانال مستقیما زیر نظر نویسنده کتاب های یادت باشد، کاش برگردی و هواتو دارم مدیریت می شود آی دی سفارش کتاب @aghigh1369
مشاهده در ایتا
دانلود
پویش دلتکانی
#معرفی_کتاب📚 #هفت_بند 🌿بی‌شک جنگ هشت‌ساله‌ی ایران🇮🇷 و عراق🇮🇶 یکی از تاریک‌ترین دوران‌های تاریخ معاص
📚 🌿راضیه تجار🧕 در کتاب هفت بند، روایتگرِ بخشی از مشکلات و دغدغه‌های خانواده‌های رزمندگان است. این اثر که نُه داستان کوتاه را شامل می‌شود، پشت‌پرده‌ی غم‌انگیز 😢جنگ ایران🇮🇷 و عراق🇮🇶 را به‌ تصویر می‌کشد. رنج‌هایی که با گذشت سال‌ها از زمان جنگ همچنان در بسیاری از خانواده‌ها جریان دارد. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌿نویسنده در این اثر تلاش کرده💪 تا ترس‌ها😖، نگرانی‌ها☹️ و دردهای همسران رزمندگان را با مخاطب به اشتراک بگذارد. زنانی🧕 که در میدان‌های جنگی اسلحه به دست نگرفتند، اما مبارزه‌شان در پشت‌صحنه‌‌ی جنگ کمتر از جنگیدن در میدان نبرد نبود. آن‌ها نیز پابه‌پای همسران خود برای این آب و خاک جنگیدند، اما هیچ‌وقت آن‌چنان که باید دیده نشدند. 🌿اگر به دوران دفاع مقدس و داستان‌های مرتبط با آن علاقه‌مند 🥰هستید، خواندن کتاب هفت بند تجربه‌ای دلچسب برای شما خواهد بود. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌿این کتاب در برگیرنده نه داستان کوتاه با عناوین: «تصویرهای شکسته»، «قاب انتظار»، «هفت بند»، «هودج»، «از ستاره تا ستارگان»، «عروع»، «نگهداری لاله در باد سخت است»، «طلوع» و «سفر به ریشه ها» است و نویسنده در این داستان ها مضامینی چون قصه پسرکی🧑 که بزرگ ترین تکه آینه شکسته ای را روی دوچرخه اش 🚲نصب می کند و در شهر به گروهی از رزمندگان می رسد که عازم جبهه هستند…، تفال همسر👱‍♂ اسیر ایرانی در سر سفره هفت سین نوروز، واگویه های همسر رزمنده ای عکاس با چوبدستی🪄 وی که هفت بند دارد، رویت فرشتگان👼 بر بالین یک مجروح توسط همسر وی، قصه دو برادر با نام افشین🧑‍🦱 و تکین🧑، فرزند سرهنگ قدیمی ارتش👨‍✈️ که به جای خارج، عازم جبهه می شوند، ازدواج معلم یک روستا و اعزام به جبهه و نگرانی های همسرش و … را روایت می کند. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌿سرباز دیگر پیشانی‌بند را از سر باز می‌کند و به سویش پرتاب می‌کند. روی آن نوشته شده: «یا الله». 🌿ماشین‌ها🚗 از او دور می‌شوند. 🌿پسر🧑، بیرق بر دوش، پیشانی‌بند را به پیشانی می‌بندد و دور می‌زند. در باد پیش می‌تازد و با لبخندْ😊 عکس خود را در آیینه🪞 نگاه می‌کند. آیینه، بار دیگر، راه‌ِ رفته را نشان می‌دهد. پنجره‌ها همه بازند و آشنایان قدیم به رویش لبخند می‌زنند. 🌿لحظه‌ای بعد، پسرک🧑، پرچم🚩 بر دوش و پیشانی‌بند به پیشانی، در نهایت راه، از چشم👀 آن‌ها گم می‌شود. 🌿صفی از ده‌ها جوان دوازده‌ساله🧑، پا بر رکاب، تا بی‌نهایت آیینه🪞، چشم پسرک را به نوازش می‌نشیند. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌿با هم آمده بودند؛ دوازده تن، با لباس‌هایی👕 به رنگ خاک و کلاه‌هایی🧢 به رنگ شکر زرد، اما در شب🌌، نه رنگ خاکی لباس‌شان نمودی داشت، نه شکرین کلاهشان. ابرها 🌬را باد می‌آورد و آن‌ها را هدفشان🎯. دوازده تن بودند؛ جدا شده از دسته‌شان، برای شناسایی منطقه‌ی دشمن و پاک کردن موانع تا شیب خاکریز دشمن آمده بودند. تنها پناهشان، دعاهای زیر لب بود و قلب تپنده‌ی نارنجک‌ها بر کمرگاهشان برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌿تصویرهایی، به‌سرعت و پیاپی، از جلو چشمانش👀 می‌گریزند: مردی با گاری طوّافی، پر از میوهٔ تابستانی؛ پرنده‌ای🕊 که در قفس به این‌سو و آن‌سو می‌پرد؛ گدایی کور🧑‍🦯، که چون خود را تنها دیده، بینا 👀شده است؛ پدربزرگی که با نوه‌اش🧒 فوتبال⚽️ بازی می‌کند؛ رفتگری👷 که در آشغال‌های کنار جوی به دنبال ثروتی ناموجود می‌گردد؛ زن و مرد جوانی🧕👱 که کالسکهٔ کودکی 👧را با لبخند😆 جلو می‌رانند؛ پیرزنی👵 که در کنار در حیاطی نشسته، بافتنی می‌بافد🧶؛ چند بچه که در حال لی‌لی کردن هستند و فارغ از خواب ظهر...  🌿پسر🧑، برای گذر از خیابان، دوچرخه🚲 را متوقف می‌کند. حالا چشم از آیینه برداشته، به انتهای خیابان نگاه می‌کند. چند ماشین ارتشی از راه می‌رسند. چراغ‌های ماشین‌ها روشن است و سربازها نوار بر سر بسته‌اند و بیرقی در دست دارند. یکی از سربازها خم شده، بیرقی را به سویش پرتاب می‌کند. روی آن، با خطی خوش، نوشته شده: «پیروزی نزدیک است». برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌿پسر آیینه 🪞را روی پنجره‌ای 🖼میزان می‌کند. در قاب پنجره، کودکی👦 است که با تیر و کمان به طرف گنجشکی🐥 نشانه رفته است. 🌿پسر👦، با پرتاب سنگی🪨، گنجشک را خبر می‌کند و پروازش را، از داخل آیینه، در دل آسمان دنبال می‌کند. 🌿آیینه 🪞را به سویی دیگر می‌چرخاند؛ پنجره‌ای🪟 دیگر. دختری👧 طناب به دست دارد و به سر آن، سبدی خالی. پسر پیش می‌رود. از گل‌های کوچکی که بر شانهٔ دیواری ریخته، دسته‌گلی می‌سازد و به سبد می‌سپارد. دختر طناب را بالا می‌کشد. پسر آیینه را می‌چرخاند. 🌿کودکی👦 بر فراز بامی بادبادکی هوا کرده. چند کبوتر 🕊از عمق آیینه پرواز می‌کنند و در افق گم می‌شوند. پسر آیینه را طوری می‌چرخاند که کودک نیز همراه بادبادکش در فضا پرواز کند. 🌿پسر به طرف خانه 🏡می‌آید، دوچرخه‌اش🚲 را برمی‌دارد و بعد به راه می‌افتد. 🌿آیینه‌اش را روی دوچرخه 🚲طوری جاسازی می‌کند که اطرافش را ببیند. و راه می‌افتد. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضیا به قرآن‌خوندنت ظاهراً خوب گوش میدن ولی بخاطر لج‌بازی‌شون پردۀ غفلتی میکشیم روی دلشون تا حقیقت را ندونن و گوششون رو سنگین میکنیم تا نفهمن... ٢٥ 🌱 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📖 🧑‍🦱 🍃کتاب خاطرات احمد احمد، داستان سختی‌ها و مصایبی است که یک مبارز انقلابی به جرم مقاوم بودن تحمل می‌کند. خاطرات به صورت استادانه پیاده شده‌اند و خود احمد احمد هم در یادداشت📝 یک صفحه‌ای خود در اوّل کتاب به این موضوع اشاره می‌کند و اذعان می‌دارد که بارها پیشنهاد ضبط خاطرات به وی شده بود و تنها استدلالهای محسن کاظمی👨‍🦰 توانست وی را متقاعد به این کار بکند. 🍃فصل اوّل کتاب به نوعی معرفی‌نامه احمد احمد است و به سال 1318، به روستایی در نزدیکی اسلام‌شهر در حومه تهران بازمی‌گردد و داستان را او آنجا آغاز می‌کند که احمد به دنیا آمد🧒. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📖 🧑‍🦱 🍃احمد احمد، سال ۱۳۴۴ به دلیل فعالیت در حزب مخفی ملل اسلامی (به رهبری سید محمد کاظمی بجنوردی) دستگیر شد. خاطرات احمد احمد، تمام زندگی کسی را در بر می گیرد که در جایگاه معلمی🧑‍🏫 و در خانواده ای آشنا با مسائل سیاسی زندگی می کرد. خاطرات "احمد احمد" برای اولین بار با نثر و روایت جدیدی شکل گرفت. زیرا حاکمیت نگاه تاریخی در این کتاب و بیان به موقع از اشخاص و رویدادها عاملی بود برای این که از بسیاری فراز و نشیب ها سخن 🗣به میان آید. در واقع این کتاب آغازگر گونه خاطره نویسی تدوینی است. احمد احمد از مبارزان در دوره پهلوی دوم است. به دلیل نوع مبارزاتش با گروه های مبارز بسیاری همکاری و فعالیت داشته و به سبب آن چندین بار دستگیر، شکنجه و زندانی شده است. وی در آخرین برخورد با مأموران ساواک از ناحیه پا تیر خورد و مصدوم و معلول شد. احمد احمد بیش از ۷۰ ساعت مصاحبه کرد و محسن کاظمی بیش از دو سال وقت گذاشت تا ماحصلش این کتاب شد. روایت حاضر، خاطرات تلخ و شیرینی😊 است از کسانی که برای رسیدن به فجر، بهایی سنگین پرداخته و البته از مدعیانی که در نیمه راه تغییر جهت دادند. کار نگارش این کتاب که ۴ سال به طول انجامید، با مصاحبه های طولانی مدت احمد احمد، در تابستان ۷۶ آغاز شد. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📖 🧑‍🦱 🍃احمد احمد، سال ۱۳۴۴ به دلیل فعالیت در حزب مخفی ملل اسلامی (به رهبری سید محمد کاظمی بجنوردی) دستگیر شد. خاطرات احمد احمد، تمام زندگی کسی را در بر می گیرد که در جایگاه معلمی🧑‍🏫 و در خانواده ای آشنا با مسائل سیاسی زندگی می کرد. خاطرات "احمد احمد" برای اولین بار با نثر و روایت جدیدی شکل گرفت. زیرا حاکمیت نگاه تاریخی در این کتاب و بیان به موقع از اشخاص و رویدادها عاملی بود برای این که از بسیاری فراز و نشیب ها سخن 🗣به میان آید. در واقع این کتاب آغازگر گونه خاطره نویسی تدوینی است. احمد احمد از مبارزان در دوره پهلوی دوم است. به دلیل نوع مبارزاتش با گروه های مبارز بسیاری همکاری و فعالیت داشته و به سبب آن چندین بار دستگیر، شکنجه و زندانی شده است. وی در آخرین برخورد با مأموران ساواک از ناحیه پا تیر خورد و مصدوم و معلول شد. احمد احمد بیش از ۷۰ ساعت مصاحبه کرد و محسن کاظمی بیش از دو سال وقت گذاشت تا ماحصلش این کتاب شد. روایت حاضر، خاطرات تلخ و شیرینی😊 است از کسانی که برای رسیدن به فجر، بهایی سنگین پرداخته و البته از مدعیانی که در نیمه راه تغییر جهت دادند. کار نگارش این کتاب که ۴ سال به طول انجامید، با مصاحبه های طولانی مدت احمد احمد، در تابستان ۷۶ آغاز شد. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹