#معرفی_کتاب📔
#روزهای_پیام_بری💌
🌴«روزهای پیامبری» در مورد زندگی یک پیامرسان است؛ اما نه یک پیامرسان معمولی. بَل پیامرسانی که وظیفه رساندن پیام شهادت 🥀رزمندگان را به خانوادههایشان👨👩👧👦 دارد. پیامرسانی که وقتی به خانه 🏠شهید میرود و زنگ میزند نمیداند که قرار است چه کسی پشت درب 🚪بیاید و خبر را به او بدهد.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📔
#روزهای_پیام_بری💌
🌴غلامحسن حدادزادگان، کارمند بنیاد شهید شهر قزوین، راننده آمبولانس🚑 پیکر شهدا 🥀و پیامرسان شهادت تعدادی از شهدای قزوین به خانوادههایشان است. عدهای میگویند که خبر شهادت هزار شهید را برده رسانده. عدهای دیگر میگویند بیش از صد خانواده نبوده اما او یکی از سختترین کارهای ممکن در مواجهه با خانواده شهدا را برعهده گرفته است. ماجراهای حداد زادگان با جنازهها گاه وهمناک 😢است و گاه خندهدار😅، مشخص نیست او چطور توانسته آن را از خاطرات بگیرد و آنها به یک نحو شیرین و به یادماندنی برای دیگران تعریف کند.
🌴به گفته نویسنده خاطرات آقای حدادزادگان 👨🦰مثل یک قالی گران قیمت است که به خاطر گذشت سالها و انبوه آلام، بخش یاز طرح اصلی اش از بین رفته که نیاز به رفوگری از روی نقشه قالی به مدد عکسها، مصاحبه با دوستان، خانواده شهدا 👨👩👧👦و تخیل و رنگ آمیزی صحنهها و موقعیتها داشت.
🌴کتاب «روزهای پیامبری» در چهار فصل «ماشین داماد»، «در برابر امواج»، «روزهای پیامبری» و «شهر باران» و ۴۳ بخش نوشته شده است.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📔
#روزهای_پیام_بری💌
🌴کتاب روزهای پیامبَری کتابی است پر از خاطرات ناب و کمتر شنیده شده از بخشی از جنگ که کمتر به آن پرداخته شده و میتوان از آن به عنوان یک کتاب📖 متفاوت در حوزه ادبیات پایداری نام برد.
🌴نویسنده کتاب، آقای روحالله شریفی هم حقیقتاً با قلم 📝روان و گیرای خودشان، نقش بسزایی در زیباتر شدن خاطرات داشته و با روایتی یکدست و دلنشین اثری ماندگار از خود به جای گذاشتهاند.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📔
#روزهای_پیام_بری💌
🌴ساختمان معراج الشهدای قزوین یک ساختمان خیال انگیز است. جای خاصی است با هزار غصه به آنجا بروید آرام و ساکت خارج می شوید. امتحانش مجانی است. یک جای پر برکت است بگذارید قصه چند خطی اش را برای شما تعریف کنم. قبل از انقلاب ساختمان پیشاهنگی بود. بعد از انقلاب افتاد به دست سازمان مجاهدین خلق یا همان منافقین بچه های سپاه پاسداران در یک عملیات یک ساعته آنجا را فتح کردند ساعتی که ساختمان از دست غاصبین خارج شد نزدیک ظهر بود و منافقین دیگ غذای استامبولی شأن را جا گذاشتند و برای همیشه از آنجا رفتند سپاه این ساختمان را که شبیه مدرسه بود تبدیل کرد به محل ستاد عملیات در درگیری های با منافقین این مکان محل فرماندهی و مقابله و عزیمت نیرو بود. وقتی تشییع شهدا شکل رسمی تری به خودش گرفت اینجا به معراج الشهدا و نقطه آغازین تشییع تبدیل شد...
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📔
#روزهای_پیام_بری💌
🌴ماجرا شاید از پاییز 🍂۱۳۶۰ شروع شد. از زندان چوبیندر که سه بند داشت و سیصد زندانی. بند سیاسیها، بند تعزیریها و بند معتادها. آن یک گُله جا پر بود از تنش و التهاب. آدمهایی آنجا بودند که در منتهای ناامیدی و خشم😡 روزگار میگذراندند و تو باید سعی میکردی مثل یک سایه در میان آنها باشی. سایهای که نه تر میشود و نه اجازه دارد از داغی و سردی آن آدمهای متحرک پشت دیوارهای بلند و میلههای سرد، تأثیری بپذیرد. هیچ تأثیری! نه از دردهایشان نه از آرزوهایشان☺️. از همان روز اول قصه شروع شد. برای من اولین بحران روبهروشدن با بچهمحلهایم بود. کسانی که سالها در دوران کودکی👦 و نوجوانی🧑 باهاشان بازی کرده بودم. آنها حالا به جرمهای مختلفی مثل حمل مواد مخدر، تصادف و قتل غیر عمد یا بدهکاری به زندان آمده بودند. وقتی با آن لباسهای راهراه میدیدمشان یاد خاطرات دور میافتادم. روزهایی که مادرم با کنترلی شدید روی رفتارهای ما در محلۀ دباغان نظر داشت. هیچ بچهای 👦حق نداشت بعد از تاریکی مغرب🌅 به خانه برگردد.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📔
#روزهای_پیام_بری💌
🌴همهمان وقتی وارد میشدیم، مادرم🧕 بازرسی بدنیمان میکرد. باید ها میکردیم تا معلوم شود دهنمان بوی سیگار🚬 یا زهرماری ندهد. جملۀ تکراری مادرم که نوعی التماس در خودش پنهان کرده بود این بود: «ببم! من شما را با بدبختی بزرگ کردم.» این جمله مثل بذری در خاک ذهن و روح ما کاشته شده بود و روزبهروز رشد میکرد و ما را در قبال سرنوشتمان در آینده هشیار میکرد.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📔
#روزهای_پیام_بری💌
🌴انقلاب شده بود. همه احساس مسئولیت میکردیم. انقلاب بچۀ شیرینزبان همۀ ماها بود. در حقش برادری میکردیم. امنیت خیابانهایش، پمپبنزینها، رفع قحطی و کمبود نفت⛽️ و اقلام دیگر همه مهم بود. هیچکس دوست نداشت یک لک و خال روی صورت کودک 👦انقلاب ببیند.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📔
#روزهای_پیام_بری💌
🌴ما دیگر با شهدا رفیق شدهایم. بهشان میوه🍊 تعارف میکنم. نارنگی🍊 پوست میکنم برایشان. میگویم بفرما انگور تاکستان🍇، پستۀ بویین. بالاخره چرخ روزگار ما را با شما یک مسیر کرده. این شغل ما هم یک مقدار تنهایی دارد دیگر. آدم زنده هم اگر حرف نزند میترکد. ما ظاهراً زنده شما هم واقعاً زنده. خدا هم که گفته شهدا زندهاند😇. از این مردم مردۀ متحرک صد بار بهترید. لااقل کارتان درست است.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچههاش گفتن: به خدا قسم، انقدر از
یوسف یاد میکنی که آخرش، یا مریض
میشی یا هلاک
یعقوب گفت: دردمو نه به شما، بلکه فقط
به خدا میگم. البته یه چیزایی هم میدونم
که شما بیخبرید!
#یوسف ۸۵ و ۸۶
#هرروز_یک_آیه🌱
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📖
#شاه_بی_شین🤴
🌱رمان شاه بیشین داستانی از زندگی محمدرضا شاه پهلوی🤴 است. این کتاب با نوع روایت خاص دوم شخص از دو سطح و لایه اصلی تشکیل شده است:
🌱الف) روایتهایی از نگاه👀 واپسین پادشاه 🤴ایران🇮🇷 زمین بر روی تخت بیمارستان 🏨و همسر او. در جریان این روایت ها، نویسنده در کنار بستر بیماری شاه حضور دارد و به شکلی نامریی، به توصیف حالات و روحیات او می پردازد.
🌱ب) روایتهای شخصی نویسنده که در جریان آن به گذشته خانوادگی 👨👩👧👦خود نقب می زند و خاطراتی را از زمان سپری شده به تصویر می کشد و با این رفت و برگشتها و پرشهای زمانی و مکانی، لایه های داستانی جدیدی را به وجود می آورد
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📖
#شاه_بی_شین🤴
🌱روایت غالب در رمان «شاه بی شین» روایت دوم شخص است که فضای گستردهای از رمان را از آن خود کرده و به بازگویی🗣 زندگی شاهنشاه ایران🇮🇷 میپردازد؛ از روزی که پدر👨🦰 با چکمههای🥾 خود پا به خانه میگذارد و خبر شاه شدن خود را میدهد تا روزی که این شاه از سر آوارگی از کشوری به کشور دیگر پناهنده میشود…
🌱این روایت که به مانند همزادی برای شاه🤴، او و اطرافیانش را دنبال میکند صرفا در دست شاه باقی نمیماند و همسرش 👸فرح نیز بخش اندکی از بازگویی 🗣این تاریخ📜 را عهدهدار میشود؛ از روزهای فقر و فلاکت در پاریس تا مبدل شدن به زن اول دربار و شرکت در امور فرهنگی و…
🌱در کنار این روایت اصلی، روایت دیگری وجود دارد که به توصیف خانوادههای تهیدست در یکی از روستاهای دامغان میپردازد؛ خانوادهای کوچک در یک محیط روستایی و به دور از هیاهوی پایتخت و فضای شهری. این روایت که در تضاد با روایت اول قرار دارد تلاش میکند فاصله میان دربار پادشاه🤴 و مردم جامعه، افزایش نارضایتی و اعتراض و در ادامه انقلاب مردم ایران را به نمایش بگذارد.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹