eitaa logo
پویش دلتکانی
2.1هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
868 ویدیو
59 فایل
📚خانه تکانی دل با کتاب 🌺بیش از ۶٠٠ عنوان کتاب ارسال کادو شده به سرتاسر کشور ☘️کانال مستقیما زیر نظر نویسنده کتاب های یادت باشد، کاش برگردی و هواتو دارم مدیریت می شود آی دی سفارش کتاب @aghigh1369
مشاهده در ایتا
دانلود
📕 آغاز شد پیش‌فروش کتاب روایتی عاشقانه و عارفانه از زندگی شهید مدافع حرم؛ محمد بلباسی از زبان همسر به‌قلم: محبوبه بلباسی(همسر شهید) 🔴 قیمت روی جلد کتاب : 180 هزار تومان قیمت با : 150 هزار تومن ( ) برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرکس دنبال دینی به‌جز اسلام باشه، به‌هیچ‌وجه پذیرفته نمیشه و در آخرت‌ هم متوجه میشه عمرش رو باخته!! ۸۵ 🌱 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🔥 ✨کیانوش گلزار👨 راغب در کتاب شنام به شرح خاطرات خود از دوران اسارتش به دست کومله می‌پردازد. تجربه‌های متفاوت نویسنده از جنگ🪖 و اسارت موجبات بدیع بودن این کتاب را فراهم آورده. به نحوی که در این اثر عشق، شوخی، جنگ، اسارت و ... به هم آمیخته می شوند و تصویری دیگرگونه از جنگ ارائه می دهند برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
پویش دلتکانی
#معرفی_کتاب📚 #شنام🔥 ✨کیانوش گلزار👨 راغب در کتاب شنام به شرح خاطرات خود از دوران اسارتش به دست کومله
📚 🔥 ✨کتاب «شنام» خاطرات📖 کیانوش گلزار راغب را دربردارد. ناشر درباره‌ی این اثر آورده است: «خاطراتی که در این کتاب روایت شده مربوط به جنگ تحمیلی در سال‌‏های ۶۰ -۶۱ و اجرای عملیات شنام به فرماندهی شهید احمد متوسلیان در مریوان است. ✨کیانوش گلزار راغب، راوی کتاب📓 بعد از پایان عملیات زخمی می‌شود و هنگام انتقال به بیمارستان🏨 سنندج، همراه برادرش که او هم رزمنده بوده اسیر گروهگ کومله‌ها میشود. کومله‌ها حدود یک ماه بعد برادر راوی را شهید 🥀می‌کنند که تاثیری بسیار منفی بر روحیه و جان و روان او می‌گذارد. دوران اسارات ۱۴ ماهه گلزار راغب به صورت دوره گردی سپری می‌شود؛ کومله‌ها سی تا چهل نفر را که در اسارت داشته‌اند و تعداد آن‌ها هم در طول مسیر تغییر می‌‏کرده، از این روستا به آن روستا می‌‏برند و همین‌طور این روند ادامه دارد تا زندان 🏛سردشت که دوران اصلی اسارت راوی و دیگر اسرا در آنجا شروع می‌شود. در دوران اسارت، کومله‌ها می‌خواهند کیانوش را اعدام کنند اما یکی از خانواده‌هایی که از ترس گروه دموکرات به کومله‌ها پناه آورده بوده، نمی‌گذارد او را اعدام کنند. شیلان، دختر 🧕خانواده‏ای که راوی را نجات می‌دهند رابطه‌ای عاطفی با او برقرار می‌کند که به دلیل تعصبات قومی به سرانجام نمی‌رسد و… راوی بعد از یک سال (شهریور ۱۳۶۱) از اسارت آزاد می‏‎شود و در سپاه کرمانشاه متوجه می‌شود شیلان هم فرار کرده است. تا بهار ۶۲ منتظر شیلان می‏‎ماند که شاید به خانه‎شان بیاید و وقتی او نمی‎آید، به خانه آن‎‎ها در سقز می‎رود و در می‌یابد ‎ که شیلان اسیر کومله شده است.  برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🔥 ✨ماجرای کتاب "شنام" مربوط به سالهای ۶۱-۶۰ از عملیات شنام است که در مریوان به فرماندهی شهید احمد متوسلیان👨 انجام شد. کیانوش گلزار راغب در این کتاب به بیان خاطرات خود از چگونگی مجروح شدن و اسارت خود و برادرش توسط گروهگ کومله می‌پردازد. نویسنده کتاب"شنام" که ۱۴ماه در اسارت کومله بوده است در این مورد می‌گوید: اسارتم در این دوران به صورت دوره گردی بود و آنها ۴۰-۳۰ نفری را که در اسارت داشتند و تعداد آنها هم در طول مسیر تغییر می‌کرد را از این روستا به آن روستا می‌بردند و همین طور این روند ادامه داشت تا زندان سردشت که دوران اصلی اسارت ما آنجا بود. وی درباره داستان عشقی❤️ این کتاب هم می‌گوید: در دوران اسارتم قرار بود کومله مرا هم اعدام کند که یکی از خانواده ها که از ترس 😖گروه دموکرات به کومله پناه آورده بود نگذاشتند که اعدامم کنند. این خانواده دختری🧕 به نام "شیلان" داشت که هیچ همکاری با کومله نداشت و بیشتر وقتش را با سگها 🐶بازی می‌کرد و در طول مسیر یک ارتباط عاطفی❤️ متقابل بین ما ایجاد شد که بنا به تعصبات حزبی گروه مقطعی بود برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🔥 ✨حکایت عشق❤️ به وطن و دفاع از سرزمین، داستان هزار و یک شبه که پر از ناگفته ها و ندیده هاست. یکی از اون حکایت ها، داستان پسرهای نوجوونیه 🧑که هنوز پشت لبشون سبز نشده بود ولی غیرت و مردونگیشون برای دفاع از خاک میهن به جوش اومده بود. ❤️اونهایی که به خاطر سن کم و اندام ظریفشون نمیتونستن مثل بقیه وارد جبهه ها بشن اما باز هم بیکار ننشستند و با هر ترفندی که بلد بودند، خودشونو به خط مقدم جنگ رسوندند. ✨مردهایی کوچیک با دلهایی بزرگ و دریایی! برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🔥 ✨داستان کتاب درباره پسری ١۶ساله به نام کیانوش است که در کردستان زندگی می کند. در سال ١٣۵٩، حمله ی رژیم بعث عراق🇮🇶 به خاک ایران🇮🇷 آغاز می شود و کیانوش و همکلاسی هایش برای حضور در جنگ، مشتاقانه در سپاه پاسداران ثبت نام می کنند. ✨آن ها به دلیل سن پایین و اندام کوچکشان، اجازه ورود به جبهه را ندارند اما کیانوش بالاخره به واسطه برادر بزرگترش👨 به استخدام سپاه درمی آید و بعد از گذراندن چند دوره آموزش، وارد جبهه می شود. ✨در یکی از عملیات مقابله با دشمن در تپه شُنام، دوستان کیانوش در برابر چشمانش به شهادت 🥀می رسند و کیانوش غمگین و زخمی به عقب برگردانده می شود. ✨در راه اعزام به بیمارستان 🏨سنندج به همراه برادرش، سوار مینی بوس🚌 می شوند و در وسط راه، در محاصره حزب کومله قرار می گیرند. ✨حزب کومله، دشمنی سرسختی با انقلاب و سربازان سپاه دارد و به دنبال دستگیری و سلاخی آن هاست. ✨کیانوش و برادرش سعی می کنند مدارک شناسایی شان را از بین ببرند اما کومله ها پی می برند که برادر کیانوش سرباز است و او را به طور پنهانی. تیرباران می کنند. ✨کیانوش با دختری 🧕همسن و سال خودش از اعضای کومله آشنا می شود و در نهایت به کمک او از چنگ کومله آزاد می شود و با اندوهی😢 فراوان از شهادت برادر، به آغوش خانواده 🫂بازمی گردد. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🔥 ✨در آخرین لحظات حضورم در پادگان، وصیت‌نامة 📃کوتاهی نوشتم و به «علی‌اکبر گلزاری 6»، دوست دوران کودکی‌ام👦 سپردم. علی‌اکبر هم اهل روستای «وِندِرآباد» بود و دورة آموزش نظامی عضویت رسمی سپاه اسدآباد را می‌گذراند. جدایی از او برایم سخت و ناگوار بود. حضورش به من آرامش می‌داد و جدایی از او دلتنگی می‌آورد. ✨با فریادهای دوستانم که مرا صدا می‌زدند 🗣به داخل مینی‌بوس🚎 پریدم. از خیابان‌های شهر گذشتیم و وارد محوطة سپاه همدان شدیم. ✨فرماندهان سپاه همدان، مشغول بازرسی خودروها 🚗شدند. آن‌ها بسیجیان کم‌سن و سال را از مینی‌بوس‌ها🚌 و اتوبوس‌ها 🚎پیاده می‌کردند. دلهرة عجیبی داشتیم. هر کس سعی می‌کرد ساک یا وسیله‌ای را روی صندلی بگذارد و روی آن بنشیند تا قدش بلندتر به نظر برسد. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🔥 ✨یک روز که درحال مرمت یک اتاق ننگین! بودیم؛ سربازی🪖 اسیر و ساده‌دل همراه با نگهبانی خبیث از راه رسید. سرباز هنوز سلام نکرده بود که بنّا به او گفت: آی پسر، بپر برو اون بیل‌رو وردار و بیار. سرباز که می‌خواست خوش‌خدمتی کند به سرعت دوید اما تیر نگهبان زندان که گمان کرد او درحال فرار است،‌ بر قلبش نشست. او را بی‌نام و نشان پشت زندان به خاک سپردند. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🔥 ✨جنگ قشنگ😢 نیست ولی حالا که اومده سراغمون باید مردونه👨‍🦰 جلوش وایسیم برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🔥 ✨اوایل زمستان ❄️بود. کنار کوره ی آشپزخانه مشغول سیب زمینی🥔 پوست گرفتن بودم که دیدم تمام نیرو های دختر🧕 و خانواده های وابسته به کومله، شال و کلاه کرده اند و قصد رفتن دارند. لغزش گام های «شیلان» و آخرین اشارات او که خبر از سفری دائمی می داد، منقلبم کرد. ✨مرا زیرچشمی👀 دید می زد و مستقیم به چشم هایم نگاه نمی کرد. ✨او سفر کرد و اندک گرمای🔥 منطقه را هم با خود برد. ترانه ی رود از سرودن دست شست. زمستانی🌨 سرد🥶 و ستمگر آغاز شده بود. با رفتن «شیلان» کورسوی امید و توانم نابود شد. ✨اندوهی عجیب و تازه قلبم را فرا گرفته بود.ص١٢٣ برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹