#معرفی_کتاب📚
#دختران_ا_پی_دی👩⚕
🎍مینا کمایی در این کتاب خاطرات خود را بازگو🗣 کرده است و خواننده را به روزهای آغاز تجاوز رژیم بعث عراق🇮🇶 به ایران اسلامی🇮🇷 می برد.
🪴در مقدمه کتاب اشاره شده است که اثر حاضر حاصل ۱۱ ساعت مصاحبه با راوی (مینا کمایی) است.
🎍مصاحبه گر (لیلا محمدی) نوشته است:
«پس از پیاده شدن نوار ها بر روی کاغذ📃 با ۷۰۰ صفحه خاطره رو برو بودم و تقاضای خانم کمایی که مایل نبودند بخشی از خاطرات چاپ🖨 شود. حال می بایست بدون هیچ دخل و تصرفی با رعایت ترتیب نقل راوی مابقی خاطرات طوری بازنویسی می شد که در سندیت اثر خدشه ای وارد نشده و در تاریخ شفاهی جنگ اثری قابل استناد به شمار آید...»
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📚
#دختران_ا_پی_دی👩⚕
🎍نثرِ کتاب ساده است. آنقدر ساده و شبیه به کلامِ واقعی🗣 که انگار خواننده دارد همراه با خاطرهگو در خیابانهای آبادان راه میرود و او هر دفعه بخشی از خاطرهای را که گوشههای شهر یا آدمها به یادش میآورند، تعریف میکند. مخاطب با راوی به فضای قبل از انقلاب و روزهای ☀️مدرسهاش میرود. درخیابانهای آبادان تظاهرات✊ میکند. با اردوهای جهادی به روستاها سرک میکشد. امدادگر 🏕️میشود و مدام بینِ بیمارستان و خوابگاه در کوچ و نوسان است.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📚
#دختران_ا_پی_دی👩⚕
🎍یواش، داد نزن🗣، مامان خوابش برده.» گرمای آفتاب تابستان☀️، کفِ سیمانیِ حیاط را داغ کرده بود. آبِ شط کمکم، کفِ حیاط را پُر میکرد. پاچهٔ شلوارهایمان 👖را بالا زدیم و منتظر ماندیم که آب کاملاً کفِ حیاط را پُر کند. مهران و مهرداد با پارچه، درزِ آهنیِ کوچه را مسدود کردند. بعد از جمع شدنِ آب 💦توی حیاط بالا و پایین میپریدیم. بازی میکردیم. آب تا زانوهایمان میرسید. از داخلِ آن گوشماهی جمع میکردیم و به هم نشان میدادیم.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📚
#دختران_ا_پی_دی👩⚕
🎍در اتاق، کنار مامان 👩دراز کشیده بودم که مهری، خواهرم👧 صدام کرد: «مینا! بدو آب شط اومد.» مامان در خواب تکانی خورد. بالش را روی رختخوابها🛏 انداختم و به حیاط دویدم. مهران، مهرداد و مهری در حیاط بودند. به مهری گفتم: «یواش، داد نزن، مامان خوابش برده.» گرمای آفتاب تابستان☀️، کف سیمانی حیاط را داغ کرده بود. آب شط کمکم، کف حیاط را پر میکرد. پاچه شلوارهایمان👖 را بالا زدیم و منتظر ماندیم که آب کاملاً کف حیاط را پر کند. مهران و مهرداد با پارچه، درز آهنی کوچه را مسدود کردند.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📚
#دختران_ا_پی_دی👩⚕
🎍بعد از جمع شدن آب💦 توی حیاط بالا و پایین میپریدیم. بازی میکردیم. آب تا زانوهایمان 🌊میرسید. از داخل آن گوشماهی🐚 جمع میکردیم و به هم نشان میدادیم. وقتی کف حیاط حسابی خنک شد از بازی 👬خسته شده بودیم😓. پارچههای درز در را برداشتیم. آب با فشار به کوچه رفت. بچههای🧒 کوچه پشت در جمع شده بودند تا پای خود را با آب بشویند🚰. خوشحال بودیم که کف حیاط مثل هر روز، برای خواب شب 🌙خنک شده است.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#نقش_بهشت
یه امام رضاست و یه دنیا حاجت🤲
ایهاالرئوف...💚
ناچار و بیقراریم، محتاج یک نگاهیم
لطف تو هست باما حتی اگر نخواهیم
#ایران_امام_رضا
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹