#معرفی_کتاب📚
#دریا_خانم🌊
✨خاطرات و اتفاقات از کودکی👦 و متولد شدن در یک خانواده ی پرجمعیت شانزده نفره در کازرون و مراقبت از خواهر 👧و برادرهای🧒 کوچک و ترک تحصیل اجباری، تا مهاجرت به بوشهر و کارمند شدن در اداره ی تعاون و سپس آشنایی با رضا جلیلوند و عمر کوتاه زندگی مشترکش با وی که دو سال بیشتر به طول نینجامید.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📚
#دریا_خانم🌊
✨کتاب دریا خانم خاطرات زندگی خانم آذر علامه زاده است. دست تقدیر او را در آغاز جوانی🧑 از کازرون به بوشهر کشاند و با رضا جلیلوند. همسرش آشنا کرد. رضا کارمند نیروی دریایی ارتش و اهل ارومیه بود. آن دو که هر یک از شهری با فاصله های دور در بندر بوشهر به هم رسیده بودند. پایه های زندگی زیبایی را ریختند. در کتاب دریا خانم همه این زیبایی ها را خواهید خواند؛ بخصوص با به دنیا آمدن رحیمه👧 میبینیم که این زندگی طراوت دیگری پیدا می کند و میکند.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سرای آخرت بهتره..
و خوبجاییه برای اونایی که تقوا دارن
باغهای همیشهسبز و جویهای روان..
اونجا هرچه درخواست کنن، مهیاست.
خدا به باتقواها اینطوری پاداش میده!
#نحل ۳۰ و ۳۱
#هرروز_یک_آیه🌱
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📚
#راز_نگین_سرخ
🌸محمود شهبازی در سال 1337 در اصفهان متولد شد. و در سال 1356 جهت ادامه تحصیل در رشته مهندسی صنایع به تهران رفت. او در دوران مبارزات انقلاب نقش مهمی داشت، در جریان بازگشت امام خمینی (ره) به عضویت کمیته حفاظت درآمد، پس از آن به عضویت سپاه 🪖درآمد و ضمن تحصیل در دانشگاه⛪️، در دفتر هماهنگی ستاد کل سپاه فعالیت کرد.
🌸در دی ماه 1360 به همراه چند تن از پاسداران سپاه همدان راهی جبهههای جنوب شد و از آغاز تشکیل تیپ 27 محمد رسول الله (ص) در سمت قائم مقام فرماندهی تیپ خدمت کرد. شهبازی در سمت قائم مقام فرماندهی لشکر 27 محمد رسول الله در عملیات فتحالمبین شرکت کرد. وی سال 1361 در جریان عملیات آزادسازی خرمشهر به شهادت رسید🥀.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📚
#راز_نگین_سرخ
🌸کتاب راز نگین سرخ نوشتهی حمید حسام👱♂، زندگینامه سردار شهید محمود شهبازی، فرمانده سپاه همدان و جانشین لشکر 27 محمد رسول الله (ص) را روایت میکند.
🌸در کتاب راز نگین سرخ، خاطرات شهید محمود شهبازی از زبان خانواده و همرزمانش بیان شده است. حوادث این داستان گوشهای از فراز و نشیبهای دفاع مقدس میباشد که از اولین روز جنگ تا هنگام آزادی خرمشهر را به تصویر میکشد.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📚
#راز_نگین_سرخ
🌸«راز نگین سرخ»، کتابی است با موضوع خاطرات شهید «محمود شهبازی»، جانشین فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول الله(ص)، که از قول سردار سرلشکر شهید حاج حسین همدانی به قلم 📝حمید حسام به نگارش درآمده است. این کتاب در سال ۱۳۸۶ اثر برگزیدهی کشور در شاخهی مستندنگاری شناخته شد و انتشاراتی چون: فاتحان، صریر، پالیزدار و نشر ۲۷ بعثت، آن را چاپ و منتشر کردهاند.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📚
#راز_نگین_سرخ
🌸«راز نگین سرخ» زندگینامه داستانی سردار شهید مهندس محمود شهبازی، فرمانده سپاه همدان و جانشین لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) به قلم حمید حسام است.
🌸کتاب حاوی خاطرات📜 شهید از زبان خانواده و همرزمانش است. حوادث این داستان گوشهای از فراز و نشیبهای دفاع مقدس از آغازین روز جنگ تا هنگام آزادی خرمشهر را نشان میدهد. «کاش یه بارم که شده، لب باز کنی و به من بگی چکارهای؟ معلم👨🏫 قرآنی، درس مهندسی میخوانی یا یه بسیجی هستی؟ مادر در خیالش با محمود حرف میزد. میپرسید؛ اما جواب نمیشنید. هر بار که او را میدید، چشمانش نور میگرفت، لبش به خنده 😆وا میشد؛ اما گوشهٔ دلش همچنان نگران او بود. فکر بدرقه عذابش میداد. دستپاچه میشد و میزد به حیاط یا زیر سر در میایستاد؛ با قرآن و اسپند؛ اما این دفعه دل و دماغ دفعات قبل را نداشت. نشست کنار حوض. این پا و آن پا کرد و منتظر محمود ماند. باز طاقت نیاورد. چشمش👀 به آبپاش پلاستیکی افتاد. بلند شد و دستهای لرزانش را دور دستهٔ پلاستیکی آن حلقه کرد و گلدانهای🪴 قد و نیمقد حیاط را یکییکی آب داد؛ اما باز غرق در خیال محمودش بود. ذهن ناآرام او زندگی نوجوانی و جوانی فرزندش را در بستر زمان مرور میکرد… تا شرشر آبی که از دهانهٔ گلدان سرریز شده بود و روی پلهها میریخت، او را به خود آورد.»
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📚
#راز_نگین_سرخ
🌸سرلشکر شهید حاج حسین همدانی👱♂؛ یک بار محمود شهبازی انگشتری💍 به من هدیه کرد و من خاطره این انگشتر عقیق را برای حمید و حسام تعریف کردم. آقای حسام گفت سوژه بسیار خوبی برای نگارش یک داستان است و آن را دستمایه نوشتن رمان «راز نگین سرخ» کرد. و محمود شهبازی ستاره «راز نگین سرخ» شد.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📚
#راز_نگین_سرخ
🌸کف پاهایش از خون 🩸دَلَمه بسته بود. جای تاولها میسوخت، انگار پا🦶 برهنه روی خرده شیشه میدوید. قلبش🫀 میخواست از سینهاش بزند بیرون، اما وقتی میدید👀 که بقیه هم به شوق😄 رسیدن به کارون میدوند، او هم میدوید. فقط نمیخواست باور کند که صبح شده. خورشید☀️ داشت از روی کارون بلند میشد و از نخلستانها🌴 قد میکشید. لابد با روشن شدن هوا باقری گزارش منطقه را میبرد پیش آقا محسن و او هم میبرد پیش امام.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📚
#راز_نگین_سرخ
🌸شبحِ خاکریز بلند لب جاده که مثل یک دیوار جاده را پشت خود پنهان کرده بود، به خاطرش آمد. غوغای فکر و اندیشه، خستگی راه و زخم پا🦶 را از یادش برده بود. گامهایش را بلندتر برداشت. بوی نخل🌴 سوخته و ماهی که به دماغش 👃رسید گُل از گُلش وا شد. خودش را میان نخلستان🌴 حاشیۀ رود دید. از موی سر تا کف پایش غرق عرق شده بود؛ درست مثل بقیه. قایق را که دید ایستاد. زانوهایش شل شد و حس کرد که پاهایش به زمین میخ شده است.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب📚
#راز_نگین_سرخ
🌸سکاندار قایق 🚤را روشن کرد. با صدای موتور چند گراز🐗 از لابهلای نخلها🌴 بیرون زدند و رَم کردند و هر کدام به سمتی دویدند. گرازها 🐗که دور شدند، شهبازی صورتش را به سمت بقیه چرخاند و گفت: «سوار شین.»
🌸عیوضی زودتر از بقیه بلند شد. پشت کلهاش را خاراند و پرسید: «حالا که رسیدیم اینجا بهتر نیست اون نمازی رو که در حال دویدن خوندیم دوباره بخونیم؟»
🌸شهبازی لبخندش را صمیمانهتر کرد و گفت: «نمازتون قبول... حالا تو قایق 🚤دعا کنید که برادر باقری نرفته باشه خدمت امام بجنبید.»
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹