eitaa logo
پویش دلتکانی
2.1هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
868 ویدیو
59 فایل
📚خانه تکانی دل با کتاب 🌺بیش از ۶٠٠ عنوان کتاب ارسال کادو شده به سرتاسر کشور ☘️کانال مستقیما زیر نظر نویسنده کتاب های یادت باشد، کاش برگردی و هواتو دارم مدیریت می شود آی دی سفارش کتاب @aghigh1369
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 🌸«راز نگین سرخ»، کتابی است با موضوع خاطرات شهید «محمود شهبازی»، جانشین فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول الله(ص)، که از قول سردار سرلشکر شهید حاج حسین همدانی به قلم 📝حمید حسام به نگارش درآمده است. این کتاب در سال ۱۳۸۶ اثر برگزیده‌ی کشور در شاخه‌ی مستندنگاری شناخته شد و انتشاراتی چون: فاتحان، صریر، پالیزدار و نشر ۲۷ بعثت، آن را چاپ و منتشر کرده‌اند. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌸«راز نگین سرخ» زندگی‌نامه داستانی سردار شهید مهندس محمود شهبازی، فرمانده سپاه همدان و جانشین لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) به قلم حمید حسام است. 🌸کتاب حاوی خاطرات📜 شهید از زبان خانواده و همرزمانش است. حوادث این داستان گوشه‌ای از فراز و نشیب‌های دفاع مقدس از آغازین روز جنگ تا هنگام آزادی خرمشهر را نشان می‌دهد. «کاش یه بارم که شده، لب باز کنی و به من بگی چکاره‌ای؟ معلم👨‍🏫 قرآنی، درس مهندسی می‌خوانی یا یه بسیجی هستی؟ مادر در خیالش با محمود حرف می‌زد. می‌پرسید؛ اما جواب نمی‌شنید. هر بار که او را می‌دید، چشمانش نور می‌گرفت، لبش به خنده 😆وا می‌شد؛ اما گوشهٔ دلش همچنان نگران او بود. فکر بدرقه عذابش می‌داد. دستپاچه می‌شد و می‌زد به حیاط یا زیر سر در می‌ایستاد؛ با قرآن و اسپند؛ اما این دفعه دل و دماغ دفعات قبل را نداشت. نشست کنار حوض. این پا و آن پا کرد و منتظر محمود ماند. باز طاقت نیاورد. چشمش👀 به آبپاش پلاستیکی افتاد. بلند شد و دست‌های لرزانش را دور دستهٔ پلاستیکی آن حلقه کرد و گلدان‌های🪴 قد و نیم‌قد حیاط را یکی‌یکی آب داد؛ اما باز غرق در خیال محمودش بود. ذهن ناآرام او زندگی نوجوانی و جوانی فرزندش را در بستر زمان مرور می‌کرد… تا شرشر آبی که از دهانهٔ گلدان سرریز شده بود و روی پله‌ها می‌ریخت، او را به خود آورد.» برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌸سرلشکر شهید حاج حسین همدانی👱‍♂؛ یک بار محمود شهبازی انگشتری💍 به من هدیه کرد و من خاطره این انگشتر عقیق را برای حمید و حسام تعریف کردم. آقای حسام گفت سوژه بسیار خوبی برای نگارش یک داستان است و آن را دستمایه نوشتن رمان «راز نگین سرخ» کرد. و محمود شهبازی ستاره «راز نگین سرخ» شد. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌸کف پاهایش از خون 🩸دَلَمه بسته بود. جای تاول‌ها می‌سوخت، انگار پا🦶 برهنه روی خرده شیشه می‌دوید. قلبش🫀 می‌خواست از سینه‌اش بزند بیرون، اما وقتی می‌دید👀 که بقیه هم به شوق😄 رسیدن به کارون می‌دوند، او هم می‌دوید. فقط نمی‌خواست باور کند که صبح شده. خورشید☀️ داشت از روی کارون بلند می‌شد و از نخلستان‌ها🌴 قد می‌کشید. لابد با روشن شدن هوا باقری گزارش منطقه را می‌برد پیش آقا محسن و او هم می‌برد پیش امام. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌸شبحِ خاکریز بلند لب جاده که مثل یک دیوار جاده را پشت خود پنهان کرده بود، به خاطرش آمد. غوغای فکر و اندیشه، خستگی راه و زخم پا🦶 را از یادش برده بود. گام‌هایش را بلندتر برداشت. بوی نخل🌴 سوخته و ماهی که به دماغش 👃رسید گُل از گُلش وا شد. خودش را میان نخلستان🌴 حاشیۀ رود دید. از موی سر تا کف پایش غرق عرق شده بود؛ درست مثل بقیه. قایق را که دید ایستاد. زانوهایش شل شد و حس کرد که پاهایش به زمین میخ شده است. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌸سکاندار قایق 🚤را روشن کرد. با صدای موتور چند گراز🐗 از لابه‌لای نخل‌ها🌴 بیرون زدند و رَم کردند و هر کدام به سمتی دویدند. گرازها 🐗که دور شدند، شهبازی صورتش را به سمت بقیه چرخاند و گفت: «سوار شین.» 🌸عیوضی زودتر از بقیه بلند شد. پشت کله‌اش را خاراند و پرسید: «حالا که رسیدیم اینجا بهتر نیست اون نمازی رو که در حال دویدن خوندیم دوباره بخونیم؟» 🌸شهبازی لبخندش را صمیمانه‌تر کرد و گفت: «نمازتون قبول... حالا تو قایق 🚤دعا کنید که برادر باقری نرفته باشه خدمت امام بجنبید.» برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌸همه سوار قایق🚤 شدند. سکاندار گاز قایق را گرفت به سمتی که قرص سوزان خورشید ☀️چشم‌ها 👁👁را می‌زد. امواج سفید آب هم مثل خون🩸، سرخ شده بود و چشم‌هایی را که از خستگی و بی‌خوابی گُر گرفته بود، آزار می‌داد. فقط چشم عیوضی بود که با بالا و پایین شدن قایق، باز و بسته می‌شد. کم‌کم سرش چرخید روی شانۀ شالی. قایق که به ساحل دار خوین رسید چشم شهبازی به قیافۀ آشنای جیپ فرماندهی تیپ افتاد. نمی‌توانست باور کند، باقری و متوسلیان را می‌دید. پشت سر هم چند پلک زد و با شتاب از قایق پرید روی نیزارهای لب ساحل. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌸«همدانی آخرین قطره‌های آب💧 را مزمزه کرد و قمقمه را انداخت پایین کوه. باز هم دکمة بی‌سیم را فشار داد: «محمود محمود، حسین...» 🌸ـ محمود به گوشم، خسته و تشنه که نیستی حسین جان؟ 🌸ـ می‌دونی که هستم. 🌸ـ پس بذار یه قصه برات تعریف کنم. 🌸همدانی عصبانی😡 شد: «تا الان سه روز و دو شبه که این بالا با این جانورا می‌جنگیم. نه آب هست نه نارنجک، توی این حال و وضع می‌خوای قصة حسین کُرد واسمون بگی؟!» 🌸ـ نه، اتفاقاً قصة حسین همدانی رو می‌خواستم بگم... با انبوه نیرو‌هایی که داره به کمکش میاد. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🌸همدانی عصبانی‌تر 😡شد: «حاج محمود، گوشام از صدای نارنجک کیپ شده. دل و دماغ شوخی ندارم. بگو نیرو کِی می‌رسه؟» 🌸ـ مطمئن باش راست می‌گم. موجی نیستم که توی این شرایط شوخی کنم. دارم از این پایین می‌بینم که شما چه کولاکی می‌کنین. 🌸ـ پس نیرو کی میاد. مگه قبلاً نگفته بودی که... 🌸ـ میاد، یقین داشته باش میاد. اصلاً شاید اومدن، شاید هم تو راهن. 🌸همدانی گیج و کلافه شد. دست آخر با التماس گفت: «ببین حاج محمود، نمی‌خوام تنگه رو راحت رها کنم. اگه پنجاه نفر، فقط پنجاه نفر رو بفرستی اینجا کمک ما...» 🌸صدای همدانی یکباره قطع شد. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مگه ندیدی هرچه در آسمان‌ها و زمینه حتی پرندگانِ در حال پرواز، مشغول ذکر خدا هستن؟! همشون از خدا حاجت میخوان و ذکر میگن ۴۱ 🌱 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 🏚 🔴در این کتاب 🗞خاطرات گروهبانی 👨‍✈️به تصویر کشیده شده که تنها از روی حس ناسیونالیستی‌اش به جبهه‌های جنگ آمده است. او جبهه ایرانی‌ها را زیر نظر دارد🕵‍♂ و آتش 🔥توپخانه را بر سر دشمن هدایت می‌کند و معتقد است که باید بجنگد تا انتقامش را از مجوس‌ها که ایرانیان هستند، بگیرد🤨. 🟢سرانجام وقتی اسیر می‌شود و به دست ایرانی‌ها🇮🇷 می‌افتد، با برخورد خوبی رو به رو می‌شود😌. همین موضوع باعث می‌شود تا پشیمان شده😔 و به اشتباهات خود در دوران جنگ پی ببرد. این اثر اولین کتاب📚 از خاطرات اسیران عراقی است که بعد از سقوط صدام به چاپ رسید.🌸 برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹