eitaa logo
پویش دلتکانی
2.1هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
868 ویدیو
59 فایل
📚خانه تکانی دل با کتاب 🌺بیش از ۶٠٠ عنوان کتاب ارسال کادو شده به سرتاسر کشور ☘️کانال مستقیما زیر نظر نویسنده کتاب های یادت باشد، کاش برگردی و هواتو دارم مدیریت می شود آی دی سفارش کتاب @aghigh1369
مشاهده در ایتا
دانلود
📖 🫒 ✨یوسفیان در خلال خاطرات اثرگذارش در این اثر تعریف می‌کند که چگونه با ماجراهای پر پیچ و خم زندگی‌ کنار آمده و رمز موفقیت‌هایش را با خواننده 🗣در میان می‌گذارد. البته او در جای جای اثر تاکید می‌کند، روزهایی که در این زندگی پرتنش سپری شده پر از تجربه‌ها، تلخی‌‌ها😖 و شیرینی‌‌ها😄 بوده است. به بیان دیگر، در چنین زندگی‌ای است که امید معنای واقعی خود را می‌‌یابد و مانند آفتابی☀️ از لابه‌لای ابرهای تیره☁️ و سرد و ساکن بیرون می‌آید و به خانه کوچک او گرما🔥، روشنی و طراوت می‌بخشد برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📖 🫒 ✨خواندن خاطرات همسران🧕 شهدا که سال‌ها در کنار اسوه‌های مقاومت زندگی کرده‌اند، برای بسیاری از مخاطبان ادبیات پایداری قابل توجه است. حالا اگر یک همسر شهید، علاوه بر داشتن ویژگی همسر شهید بودن، خود از چهره‌های برتر علوم هسته‌ای هم باشد، بیان خاطرات او به مراتب خواندنی‌تر خواهد بود. در این کتاب خواندنی📖 و پر هیجان، زندگی جدید خانم یوسفیان از لحظه‌ای که بخشی از سفیدی مغز🧠 شوهرش را با چشم👁 می‌بیند که روی پایش ریخته شروع می‌شود. یعنی مقطع مهم داستان از همین جا آغاز می‌شود. البته لحظه‌ای بعد وقتی فرزند کوچکش روزبه👦 را بغل🫂 می‌کند، هر چه دنبال پای فرزندش🦶 می‌گردد می‌بیند یک پای فرزندش نیست. این حادثه بر اثر اصابت یک گلوله به یکی از تاکسی‌هایی که محمد، ناهید و روزبه مسافرش بوده‌اند اتفاق می‌افتد. ریتم کتاب تند است و نمی‌تواند از آن دل کند. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📖 🫒 ✨تاکسی🚖 یکی دو خیابان رفت به فلکه سه دختر رسید. همین‌طور که با علی صحبت 🗣می‌کردم ناگهان صدای وحشتناک انفجار💥 از صندوق‌عقب تاکسی بلند شد. دنیا در دیده‌ام تاریک شد. عصر تنگی بود که این اتفاق افتاد آفتاب هنوز سوسو می‌زد و دامنش را از زمین برنچیده بود. احساس کردم ضربه محکمی به‌پای راستم خورد پای چپم به‌شدت به در تاکسی خورد. چشمانم به‌شدت می‌سوخت و همه‌جا را تاریک می‌دیدم برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📖 🫒 ✨روزی که نتایج کنکور را اعلام کردند من در تهران بودم. به پدرم در اراک زنگ زدم و گفتم: «برو به مدرسه و نتیجه امتحان‌های مرا بگیر.»…به مدرسه رفت و کارنامه‌ام را گرفت. معلم‌ها👨‍🏫 خیلی از او استقبال کردند…به خانه که آمد به من تلفن کرد و گفت که شاگرد اول شده‌ام…اهواز را همین طوری انتخاب کردم و نمی‌دانستم که در شطرنج سرنوشت، مهره‌ای بیش نیستم. شاید اگر اهواز را انتخاب نمی‌کردم و به آنجا نمی‌رفتم، مسیر زندگی‌ام طور دیگری رقم می‌خورد… برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📖 🫒 ✨خانه🏡 ما دو اتاق داشت و حیاط بسیار بزرگی که مادرم در آن مرغ 🐔و خروس🐓 نگاه می داشت. آن قدر مرغ و خروس داشتیم که شب ها شغال ها به خانه ما حمله می کردند و مرغ ها را با خود می بردند. مادر تصمیم گرفت برای گله مرغ و خروس هایش با آجرهای منازل سازمانی، جا و مکان امنی درست کند تا شغال ها نتوانند شب ها به مرغ ها دستبرد بزنند. حدود یک ماه، من و خواهرهایم همراه پدر و مادرم در تاریکی شب می رفتیم آجردزدی! هرکدام از ما به فراخور توان و زورش آجر برمی داشتیم و به خانه می آوردیم. دایی ام هم به خانه ما آمده بود و در این امر خیر به ما کمک می کرد! بالاخره نگهبانِ آجرها و وسایل ساختمانی از طریق همسایه ها فهمید که چه اتفاقی می افتد. برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📖 🫒 ✨یک شب که دایی👨 و مادرم 🧕رفته بودند آجردزدی، نگهبان با دایی ام درگیر و گلاویز شد. نگهبان با آجر، سر دایی ام را شکست. دایی با سر خونین به خانه برگشت. مادرم بلافاصله به سراغ نگهبان رفت و با لنگه کفش تا جایی که می توانست او را کتک زد. بعد هم تفی روی صورتش انداخت و گفت: «برو شکایت کن و بگو از یک زن کتک خوردم. » برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
📚 حال و هوای جشن امضای دیروز در غرفه نشر شهید کاظمی ✍ با حضور آقای محمدرسول ملاحسنی نویسنده کتاب‌های «یادت باشد» و «هواتو دارم» همچنین همسر شهید حمید سیاهکالی مرادی و خانواده و همسر شهید مرتضی عبداللهی برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹