نظرات خوانندگان کتاب یادت باشد
به همسرم گفتم من این شهید رو نمیشناسم نمی خواد کتابشو بخری و اومدیم از گلستان شهدای اصفهان بیرون.
ولی بین راه برگشت و گفت که داره میره بخره بله کتاب وخرید و من شروع کردم به خوندن نه 1بارو2بار
خیلی دوسش داشتم تا چند وقت خیره میشدم بجایی و گریه میکردم
قرارشد با همسرم یه روز بریم سر مزار خیلی دلم میخواست خانواده شهید و ببینم و از روی ادب دستشونو ببوسم
ازاصفهان راه افتادیم نزدیک تهران بودیم که پیام کانال رو دیدم جشن امضا دراصفهان
ناراحت شدم ولی رفتیم .
تو گلزار شهدای قزوین از کسی نپرسیدم مزارحمیدآقاکجاست
انگار که خودم میدونستم
پیداش که کردم حالم بدشدو فقط باگریه اروم شدم
چون دیگه این شهیدومیشناختم
دل کندن خیلی سخت بود خیلی
وکفی بالحلم ناصرا
#نظرات_خوانندگان
@yadat_bashad
یک هفته ای میشد که کتاب شهید رو خونده بودم
دیروز مسیرم به قزوین خورد
گفتم بی انصافی که به رفیقِ شهیدمون (که به قول حاج آقا پناهیان هرکسی یه #رفیقِ_شهید داشته باشه) سر نزنم.
خلاصه قسمت شد بریم سر مزارش...
@yadat_bashad
نظرات خوانندگان کتاب یادت باشد
همش خوب بود و به دل نشست ..
چندروزیست که متحولم دگرگونم هر جا نگاه میکنم یاد شهیدسیاهکالی میوفتم ...
از اشپزی گرفته ..تا خوردن بستنی ..موتور سواری ..قبر شهدا ..عکس شهدا ...حتی دیدن کوه و جنگل و پختن کباب ...
همه ذهنم مشغول شده ..دلم میگیره ...
ما کجاییم و انها کجا ..ما ا ز قافله عقب ماندیم و اونها راه رو پیدا کردن .
قسمتی که سالاد شیرازی وبرنج درست کردن خندیدم .
قسمتی که برنامه هفتگی غذایی به اسم ائمه نوشتند یاد گرفتم که انجام بدم ...
همه اش درس بود.
از نیمه کتاب تا اخر فقط گریستم ...
با اشکهایم خواندم ..
و با هق هق گریه هایم شنیدم ..
من سال ۷۸ دانشجوبودم و قزوین درس میخاندم وقتی فکر میکردم که شهید اون موقع چندسال داشتند و دوران ابتدایی بودند و شاید از کنارشان رد شدم شاید دیدمشان و به چشم پسری کوچک دیدمشان و چه بسا که چقدر بزرگ بودند و من نفهمیدم ..
غصه میخورم و دلم میگیرد و از خودم خجالت میکشم.خاطرات را میخواندم و مکان ها راچون رفته بودم و خیابانها را تجسم میکردم .پاتوق ما هم چهار پیغمبر و شاهزاده حسین بود ...خاطراتم گذشت ولی با خوندن خاطره شهید خیابانها و مکان ها تجسم میشد و افسوس که چقدر دیر شناختمشان ...
ناراحت میشدم که چرا من باید کتاب را به نیت مسابقه بخرم ...از خودم خجالت کشیدم...کتابی که خواندم کتاب نبود یک دنیا حرف برایم بود ..انشاله که بتونیم راهشون رو ادامه بدیم و شرمنده شهدا نشویم ..
تصمیم گرفتم که کتاب ثابت نماند سری به سری به دوستان و اقوام بدهم که بخوانند..این چند روزهر جا صحبت از کتاب شد پیشنهاد دادم که حتما کتاب را بخوانند ..و تشکر میکنم از شما بابت همه زحماتتون🌷🌷
#نظرات_خوانندگان
@yadat_bashad
نظرات خوانندگان کتاب یادت باشد
بارش را بست
عزم اش را جزم کرد
تا نگذارد کسی به حریم ولایت تجاوز کند.. رفت و پرکشید
چنآن پرکشید تا ملکوت!
حالا تومانده ای…
تویی که قهرمان ترین قهرمان سرزمین مایی…
توکه با رفتن همسفرت
ادامه می دهی…
مانند تمامی همسفران شهدا
شبیه زینب کبری..
همسرت مدافع حرم شد
وتو مدافع حریم عمه جآن
این روزهآ
دلم کنارتوست
دل تمام زنان این سرزمین کنارتوست!
دربهآری ترین روزهآ
برایت “بهار” آرزو می کنم بانوجآن…
تا ابدبرقرار
تنها چند صفحه ی دیگر به پایان کتابم باقی مانده و دوست ندارم چند صفحه ی دیگر را بخوانم میترسم که با برگه ی پایان کتاب مواجه شوم ...
زندگی لیلی و مجنون کتاب یادت باشد را الگویی میدانم برای زندگی ام
زندگی ای که بخواهم سرشار از عشق و محبت و ایمان باشد... باید به سرزمینم افتخار کنم که لیلی همچو بانو فرزانه مرادی و مجنونی همانندشهید حمید مرادی دارد
#شهید_حمید_سیاهکالی
#ف_مرادی
#یادت_باشد
#نظرات_خوانندگان
@yadat_bashad