eitaa logo
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
1.7هزار دنبال‌کننده
426 عکس
180 ویدیو
22 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج🌱 دلتیر:"دل"+"تیر"برای دردی که مثل تیرِخاموش فرومیرود ماومجنون‌همسفربودیم‌درصحرای‌عشق اوبه‌منزل‌هارسیدوماهنوزآواره‌ایم شهیدمحمدثقفی ولادت:١٨بهمن١٣٧٧ مجروحیت:٣١خرداد١۴٠۴توسط اسرائیل شهادت:١۴شهریور١۴٠۴ @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه قرار باشه آخر قصه ما تاسیان بشه کاش منم مثل شیرین قصه زودتر از امیر برم من طاقت نبودت رو ندارم🥲💔
میدونی فردا 5/5 سالگرد عقدمونه میدونی من دلم میخواست امشب خوشحال باشم نه از سر درد و گریه دیگه توان نفس کشیدن نداشته باشم میدونی این روز ها قلب من داره وای ميسه و این منم که دارم نابود میشم میدونی انگار دیگه نمیتونم میدونی؟ نه نمیدونی.... 🙃
شبت بخیر رویای شیرینم 🥲🌙
گرچه برای من این روز ها بدون تو شب و روزش تاریک است اما ای کاش تو راحت بخوابی جان دل❤️🥺
نمیدانم مگر بدتر از این حال هم میتوانم داشته باشم. نمی‌دانم چرا دعایم اینبار مستجاب نمیشود نمی‌دانم چرا انقدر پریشانی ام بهتر نمیشود🥲💔
خسته از تمامی درد ها و دلشکسته از رنج هایم اما خواستم بگویم سالگرد عقدمان مبارک🥲❤️
امروز برایت گل خریدم از همان گل هایی که تاریخ انقضای خریدشان تمام شده بود و حالا به آن رز آبی حسودی میکنم که کنارت ماند و من مجبور شدم بازهم تورا بگذارم میان تخت های بیمارستان و با دلی غم دیده برگردم نمی‌دانم آخرش چه میشود نمی‌دانم این دوست آشنای ما کی به دیدارم می‌آید و مرا برای همیشه از شر بلاهای دنیا رهایی میبخشد ولی ای کاش آن روز دور نباشد که طاقت قلب و مغز من به دور دست ها نمیکشد🫠🙃💔 https://eitaa.com/deltir
این روزها، زیر سایهی آن تابلو مینشینم، بر نیمکت آبی رنگ فلزی، و چشم به راه دیدار عزیزدلم میمانم... گاهی نیز پس از دیدنش، با تنی بیقرار و پایی بیتوان، به سوی همان صندلی آبی بازمیگردم؛ صندلی که راز انتظار را خوب میداند و با من همدردی میکند. این روزها میفهمم که عمریست گذرانده ام بی آنکه چشم به راه امامم بوده باشم... این روزها، واژه های "انتظار" و "منتظر" برایم معنایی تازه یافته؛ این روزها، جانم چه سخت فرسوده میشود... نمیدانم باید چشم به فردایی روشن بدوزم، یا همین لحظات را بفشارم به سینه و با زمین و زمان بستیزم تا شاید زمان را از حرکت بازدارم... سرنوشت چه نقش خواهد زد؟ نمیدانم... نمیدانم... راستی... یاد آن روزها بخیر، که بهترین ساعات عمرمان بود؛ یاد آن دردهای نداشته... یاد آن فرصتهای ازدسترفته که قدرشان ندانستیم... یاد چشمان تو، که همچون رنگشان، شیرین بودند... یاد دستان تو، که با ارادهای استوار، دستان مرا میفشرد... یاد آن شب که دلهایمان محرم یکدیگر شدند... عزیزم، سالگرد محرم شدن قلب هایمان مبارک... ادب عاشقی را با تو آموختم و حالا، در این روزهای انتظار، عشقمان را دوباره به یادت میآورم... عشقم، سالگرد عهدمان مبارک...❤️🥲