eitaa logo
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
1.7هزار دنبال‌کننده
426 عکس
180 ویدیو
22 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج🌱 دلتیر:"دل"+"تیر"برای دردی که مثل تیرِخاموش فرومیرود ماومجنون‌همسفربودیم‌درصحرای‌عشق اوبه‌منزل‌هارسیدوماهنوزآواره‌ایم شهیدمحمدثقفی ولادت:١٨بهمن١٣٧٧ مجروحیت:٣١خرداد١۴٠۴توسط اسرائیل شهادت:١۴شهریور١۴٠۴ @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
این روزها، زیر سایهی آن تابلو مینشینم، بر نیمکت آبی رنگ فلزی، و چشم به راه دیدار عزیزدلم میمانم... گاهی نیز پس از دیدنش، با تنی بیقرار و پایی بیتوان، به سوی همان صندلی آبی بازمیگردم؛ صندلی که راز انتظار را خوب میداند و با من همدردی میکند. این روزها میفهمم که عمریست گذرانده ام بی آنکه چشم به راه امامم بوده باشم... این روزها، واژه های "انتظار" و "منتظر" برایم معنایی تازه یافته؛ این روزها، جانم چه سخت فرسوده میشود... نمیدانم باید چشم به فردایی روشن بدوزم، یا همین لحظات را بفشارم به سینه و با زمین و زمان بستیزم تا شاید زمان را از حرکت بازدارم... سرنوشت چه نقش خواهد زد؟ نمیدانم... نمیدانم... راستی... یاد آن روزها بخیر، که بهترین ساعات عمرمان بود؛ یاد آن دردهای نداشته... یاد آن فرصتهای ازدسترفته که قدرشان ندانستیم... یاد چشمان تو، که همچون رنگشان، شیرین بودند... یاد دستان تو، که با ارادهای استوار، دستان مرا میفشرد... یاد آن شب که دلهایمان محرم یکدیگر شدند... عزیزم، سالگرد محرم شدن قلب هایمان مبارک... ادب عاشقی را با تو آموختم و حالا، در این روزهای انتظار، عشقمان را دوباره به یادت میآورم... عشقم، سالگرد عهدمان مبارک...❤️🥲
امشب در ژرفای تنهایی در انتظار امید در راستای بی تو بودن در خیابان های انتظار در طبقات دلهره در فصل دلتنگی در آغوش بی کسی در حصار حادثه به خواب میروم اما کاش یا بیدار نشوم یا باتو بیدار شوم ای کاش از این کابوس ترسناک خارج شوم ای کاش تورا در خواب و بیداری داشته باشم دهمت به شب امانت دم صبح پست بگيرم🥲💔 شبت بخیر ماه من
کاش رقیه جوابم میداد من حال دلم بسته به دستان سه ساله است
چهلم نبودنت دلگیر ترین روز هم من است من به دیدارت میایم وامید دارم بعدش مرگ به دیدارم بیاید😄
چهل روز است نیستی من زنده ام؟ نه مطمئن باش آن لحظه که خبردادند آن بی جربزه های حرام زاده جوانی ات را حرام کردند جان دادم میپرسی چرا نفس میکشم؟ چون تو هنوز اندک نفسی داری از جهان مانده همین نیمه جان که باید برود و چنان چسبیده به من انگار خبری جز مردن می‌تواند برای دلم تسکین باشد چهل روز پیش همان روز شنبه همان روز امتحان فلسفه همان روز که دلشوره رهایم نمی‌کرد توکه جان من بودی زیر آتش شقی ترین آدمیان نابود شدی و من دقیقا همان لحظه ها جان دادم همان ثانیه های بی خبری از تو من قلبم مرد حالا برایت مینویسم از توی اتوبوس که شده همدم تنهایی هایم شاید اگر باز هم این جان مرا رها نکرد تا ساعتی دیگر پیشت بودم این ماهی بیچاره این روز ها در خشکی هم نمي میرد تو به من بگو من چگونه زنده ام من بدون دستان تو؟ من بدون تو؟ امکان ندارد؟ چه چیز من را به دنیا گره زده؟ تو جوابم بده؟ چه چیز من را نگه داشته؟ من مگر چند جان دارم؟ روزانه هزار بار جان میدهم مگر می‌شود هنوز زنده بود؟ ماهی خشکی شدم ولی هنوز نفس هست که نمیرود عزیز دل مجروح من دعا کن حالا که سوختم خاکسترم را نیز باد ببرد من خسته ام از تکرار تمامی نفس هایی که بدون تو می‌آيند و تک تک ثانیه هایی که بی تو می‌گذرد
هوشیاری به شدت پایین شاید قرار است دیدارمان به قیامت باشد 🥲
چه قشنگی تو اخه حیف این صورت نیست اخه😭
قلب عضوی صنوبری‌شکل در قفسه‌ی سینه؟ نه... مطمئنم قلب تعریف دیگری دارد: عضوی بی‌چاره، نشسته به تماشای دردهای عالم. عضوی که هرگز از جراحت مستقیم نمی‌میرد، بلکه می‌تپد تا آخرین قطره‌ی اندوه را بنوشد. قلب؟ نه... "درد" نام بهتری برای آن است. دلم برای قلب ناتوانم می‌سوزد، همدمش را از دست می‌دهد. دلم می‌خواهد قلبم را با یارش به خاک بسپارم، و شیشه‌ی عمرم پیش از او بشکند. آه از این روزهای تلخ... آه از این زوال بی‌امان! قلبم تنها ساکنش را از دست می‌دهد – من چه کنم؟ شاید دیوانه شوم. شاید بمیرم. اما مطمئن باش: صبحی که تو نباشی، من شب پیش از آن مرده‌ام... https://eitaa.com/deltir