eitaa logo
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
1.7هزار دنبال‌کننده
425 عکس
180 ویدیو
22 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج🌱 دلتیر:"دل"+"تیر"برای دردی که مثل تیرِخاموش فرومیرود ماومجنون‌همسفربودیم‌درصحرای‌عشق اوبه‌منزل‌هارسیدوماهنوزآواره‌ایم شهیدمحمدثقفی ولادت:١٨بهمن١٣٧٧ مجروحیت:٣١خرداد١۴٠۴توسط اسرائیل شهادت:١۴شهریور١۴٠۴ @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
خب دوستان، فردا اولین روز از چله ی عهد هست از این جمعه که پنجم ماه رجبه، تا پانزدهم شعبان، یه چهل روزِ خاصی رو پیشِ رو داریم. بهش می‌گن «چله عهد». چهل روزی که می‌خوایم با همدیگه عهد ببندیم و عهدمون رو با امام زمانمون تازه کنیم.✋ تو این چهل روز، با یه ذکرِ نورانی هم نفس می‌شیم: «اللهم رب النور العظیم». چهل روز که می‌خوایم دل‌مون رو دوباره به اون یگانهٔ دوران وصل کنیم.🙏🏻 ما می‌دونیم که دنیای امروز، با این همه دردِ بی‌پایان، فقط و فقط یه درمان داره: «طلوع خورشید ولایت از پشت ابرِ غیبت». می‌دونیم این زمینِ خشک و افسرده، بی‌بارون ظهورِ اون آقا، هیچ‌وقت سبز نمیشه. 💚 قسم می‌خوریم دل‌مون رو از کینه خالی کنیم، تا جایگاه محبت اون آقا بشه. چشم‌مون رو از تعصب و کوردلی بشوییم، تا نور هدایتش رو ببینیم. دست‌مون رو به سوی همدیگه دراز کنیم، تا حلقه‌های زنجیر یاوری اون بشیم.🙌 عهد می‌کنیم تو دل‌هامون خانه‌تکانی کنیم، تو رابطه‌هامون مهربونی بکاریم، تو جامعه‌مون بذر آگاهی و عدالت بپاشیم.🤝 پس بیاید از همین جمعه، هم‌صدا بشیم و بخونیم: «اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه...» و تو این چهل روز، نه‌تنها برای ظهورش دعا کنیم، بلکه خودمون اولین خشت‌های شهرِ ظهور رو تو دل‌هامون بذاریم. تا وقتی آفتابِ وجودش طلوع کرد، ما یه آینهٔ پاک و بی‌غبار باشیم، آماده برای بازتابِ اون همه نورِ بی‌پایان.😍❤️ ✍ مجتبی زارعی
ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است.
21.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷شهید اقتدار پاسدار هادی ابراهیمی 💚یکی از شهدای مظلوم هوافضای سپاه اصفهان در جنگ ۱۲ روزه که با اقتدا به حضرت زهرا س گمنام بود و هیچکس از خانواده درجه و سمت او را نمی دانستند تا بعد از شهادت فرمانده ی بی ادعایی که همچون مادر تمام بدنش سوخت... 💚شهید عزیز بسیار خوش اخلاق و با گذشت بودند و کار راه بنداز برای همه ی فن ها ... ❤️بعد از شهادت هم با دستگیری های فراوان ثابت کرده است که به حقیقت شهدا زنده اند و با توسل به آنها می توان گره های کور را باز کرد.... کانال رسمی شهید اقتدار هادی ابراهیمی👇👇🌹👇👇 https://eitaa.com/sh_hadiebrahimi شهید دعوتتون کرده ...🌹👆
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
کاش هیچ وقت فصلی که تو رفتی نمی‌آمد 🥺🥲 رسانه رسمی شهید محمد ثقفی
رخت سرخ زندگی، در همان ثانیه‌ها به پایان رسید که چشمانت را خاک پوشاند. از همان لحظه‌ای که دیگر صدایم نکردی. از همان دم که تبْ تنت به پایان رسید و سردیِ رهاشدگیِ روحت را چون سیلی بر گوشِ جانم نواخت. زندگی تمام شده بود؛ حتی پیش از آن، از ۱۹۴ روز پیش... پس از آن دیدار بی‌خداحافظی. پس از آن تماس‌های بی‌پاسخ. اگر دل‌تنگی تمثالی داشت، بی‌گمان بسیار شبیهِ من بود: زنی که همه‌ی وجودش را به خاک سپرده و دیگر نفس نکشیده است. کاش امسال هرگز از راه نمی‌رسید و محبوبم را با خود نمی‌برد. کاش اجل پیش از رفتن تو درِ خانه‌ام را می‌زد و این کوهِ غم، دامنگیرِ این بینوا نمی‌شد. در حیرتم: تو که تنها بودی، چرا پس از تو، جهان چنین خالی شد؟ چگونه بود که توچشمانت را بستی ولی زمین و زمان برای من سیاه گشت؟ بختم را ببین؛ در برابر تو وارونه‌ام. تو سپیدِ روزی و من شب‌تیره‌ام. این خیالِ آشفته تا کی برای تو و معشوقِ آسمانی‌ات پریشان بماند؟ کی وصالِ حقیقی از راه میرسد؟ و من می‌جنگم. برای آن زیبای بی‌همتا، برای آن کبوتر سپید. تا آن دم که بیاید و رخت سرخِ وصال بر قامتم بپوشاند. تا آن دم که پرواز بیاموزم و در آسمانِ بی‌کران، به دیدار محبوبِ اصیل و حقیقی بروم. و در این انتظار، بی‌تاب و بی‌قرار، چشم به راه آن رخت سرخ‌رنگِ نیک‌بختی خواهم ماند. https://eitaa.com/deltir
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز سی و سوم چله دعای توسل به نیت شهید عبدالرسول قادری ✅
جزیره مجنون🥲❤️‍🩹 مجنون که به دیوانه گری شهره شهر است در دشت جنون همسفر عاقل ما بود گر دامن دل رنگ نبود از اثر خون معلوم نمی شد دل ما قاتل ما بود
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
جزیره مجنون🥲❤️‍🩹 مجنون که به دیوانه گری شهره شهر است در دشت جنون همسفر عاقل ما بود گر دامن دل رنگ
وقتی دل قاتل میشود که پای عشق در میان است و آنگاه که عقل در این قتل شریک دل شود عشق است که عاقل می‌گردد آن وقت است که شهید میشوی.... ❤️‍🩹🥺
سوره فصلت آیه ٥١ وَإِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَى ٱلْإِنسَٰنِ أَعْرَضَ وَنَـَٔا بِجَانِبِهِۦ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ فَذُو دُعَآءٍ عَرِيضࣲ و همين‌كه به اين انسان از نعمتهاى خويش عطا مى‌كنيم، روى گردانيده و كبر مى‌ورزد و همين‌كه به او بدى مى‌رسد، به طور دايم دعا مى‌كند ___________________________
هدایت شده از میثاق
با مادرش رفت سر مزار حاج رمضان.نزدیک قبر روی دیوارهای مرمری حرم پر از عکس شهدا بود.مادر نگاهی به کیفش انداخت. برچسب عکس پدر بد موقع تمام شده بود. قرآن جیبی اش را باز کرد و آرام آرام عکس پدر را از صفحه ی اولش جدا کرد.عکس را چسابند روی دیوار،کنار برچسب یا صاحب الزمان و نشست به دعا خواندن. علیرضا رفت نزدیک عکس پدر و به مردی که آمده بود برای حاج رمضان فاتحه بخواند نشانش داد و چند بار گفت:«آقا آقا».در جهان یکسال و دو ماهه ی او فقط طلبه ها «آقا»بودند‌.تنها کسی که طلبه نبود اما علیرضا کوچولو «آقا»صدایش می کرد،پدری بود که عکسش روی دیوار مرمری لبخند می زند. کسی چه می دانست آن آقای خندان پدر علیرضاست و علیرضا برای چه تقلا می کند او را به همه بشناساند.کسی چه می دانست ما مردم این روزگار چقدر محتاج شناختن و شناساندن آن مرد خندان و رفقایش هستیم. کسی چه می دانست!... @misaq85