نمىدانم رسيدن چيست، اما بى گمان
مقصدى هست كه همه وجودم به سوى
آن جارى مى شود . . .
{ اول } 🌻🌿
____________________________
اعتقاد من این است که ما هنوز در فضای
بسیاری از گناهان قرار نگرفته ایم. هنوز
مجبور نشده ایم که به خاطر محبوب هامان
دست به هر کاری بزنیم. در حالی که همه
فرعونیم، فقط مصر های ما کوچک و بزرگ
میشود.
بسیاری اوقات، وقتی به انسان اختیارِ
چهار تا شیر، چهار تا آفتابه، چهار تا آدم،
چهار تا لباس و ... را میدهند، او مقرراتی را
به دلخواه و از پیش خود می آورد،
در حالیکه خداوند حکمی را برای آن قرار
نداده است؛ بلکه حکم را خودِ من تشریع
میکنم. کاش این مجعولات و این منزَّلات،
لااقل مساوی و برای همه بود؛ اما اینطور
نیست؛ بلکه حدود و ثغور آن را تَفَرعُن من،
ضعف ها و قدرت های من، اینکه به چه
کسی بستگی دارم و در گرو چه کسی هستم،
اندازه میگیرد.
واقعیت امر این است که شاید بُغض ها آن
چنان بالا رود، حسادت ها آنچنان تحریک
شود که به خاطر اینکه کم نیاوریم، به خاطر
اینکه افت نکنیم، به خاطر این که ذلیل
نشویم، همه ی عزیزان حق را ذلیل کنیم
تا آنچه به آن وابسته ایم از بین نرود؛
مثل همان حرفی که هارون الرشید به
پسرش گفت . . .
#عینصاد👤 | #اِخبات🌱
زمانی از دست دادن برای من
فاجعه بود. بعدها، آنقدر از
دست داده بودم که به مرور
یاد گرفتم دیگر چیزی برای از
دست دادن، ندارم.
ديدی وقتى كه آنلاينه میشينى زل ميزنى بلكه پيام بده؟
شمس لنگرودى
این قسمت رو خيلى قشنگ توصيف ميكنه:
دلخوش نشسته ام که تو شايد گذر كنی
لعنت به شايدى که مهيا نمیشود...
تنهاییام آنقدر در اعماق وجودم فرو رفته که
حضور هیچ انسانی نمیتواند آن را لمس کند.
کاش اهمیتسنج اختراع شده بود تا بعضیا
بفهمن تا خرخره داریم بهشون اهمیت
میدیم و رفتاراشون شرط آدمیت نیست.