eitaa logo
دلــتورا
734 دنبال‌کننده
454 عکس
225 ویدیو
3 فایل
بی همگان به سر شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
حرام بادم اگر روضه را به نان بفروشم اگر که اشکِ غمت را به این و آن بفروشم
ای عزیز من! تو غم دل را نمی‌دانی که به انتظار چشمان تو بر راه بی‌انتهای انتظار چشم دوخته‌ام چون تابستان که بازگشت پرندگان مهاجر را انتظار می‌کشد. . .
این‌حادثه‌نشان‌داد‌که‌زن‌ درحاشیه‌تاریخ‌نیست، زن‌‌در‌متن‌حوادث‌مهم‌قرار‌دارد.. +مقام‌معظم‌رهبری ‌
از گریه برای تو خوشم می آید…
باز هم شكر زن و بچّه نديدند مرا موقعی كه وسط كوچه كشيدند مرا..!
من، تهِ خاک‌برسرهای عالمم. دیگر خودم که این را می‌دانم! نمی‌دانم؟ ولی هر بار دقیقا همین دو شب اول محرم، این سوال می‌گذرد از ذهنم که: من از حر بدترم؟ حر بد بود. وهب هم، حتی زهیر. جنسشان خوب بود، خودشان بدکرده بودند. حر که راه امام را بست، حتی بالاتر از بستن راه امام به نظرم این است که اضطراب انداخت به دل زن و بچه‌ی امام. امام مرد است، امام است، می‌داند تهش چه می‌شود، ولی رقیه‌اش که نمی‌دانست ته‌ش چه می‌شود، رباب که که خبر نداشت ده روز دیگر علی ندارد، داشت؟ نمی‌دانم! حر ترس انداخت به دل ناموس خدا، نینداخت؟ وهب نصرانی بود، اصلا توی وادی مسلمین نبود در اصل، راه خودش را رفته بود، نرفته بود؟ زهیر چه؟ زهیر که عثمانی بود در اصل! عثمانی‌ها هم به مولا بد می‌گویند بی‌شرف‌ها، زهیر شریف بود اما. جنسشان جور بود به عبارتی. حتی تاریخ را بخوانید برمی‌خورید به آدم‌هایی که رفتند ته گودال، نشستند روی سینه‌ی امام، بلند شدند، شمشیر زدند و شهید شدند! شهید حاجی! می‌فهمی؟ در کم‌تر از مثلا شاید دو سه دقیقه یارو از رذل‌ترین آدم تاریخ تبدیل شد به السابقون السابقون! خب من که نَشستم روی سینه‌ی حسینِ زهرا زبانم لال، من که راه ناموسش را نبسته‌م، من که مسلمانم، من که محبت علی از رگ و پِی‌م می‌ریزد، من که اصلا یادم نمی‌آید کی بود که عاشق حسین شدم. یادم نیست یعنی قدمتش خیلی طولانی است، طولانی‌تر از حافظه‌ام. اجمالا می‌خواهم بگویم من به خودم امیدی ندارم ولی امامی که شناختم این‌طور دست می‌گیرد. چرا دست مرا نگیرد؟ من از حر بدترم؟
عزادار امام حسین بودن لیاقت می خواد و رزقه نه اینکه منتی داشته باشی پس اگر عزادار نیستی مشکل از لیاقتت و بی رزق بودنته وگرنه این سفره برای مسلمون و غیر مسلمون پهنه . . .
« که محرمی برای اشک‌هایم و مرهمی برای شکستگی‌هایم جز شما نیافتم؛ پس دستت را روی قلبم بگذار تا آرام بگیرم؛ زیرا که درمانده‌تر، مستأصل‌تر و بی‌پناه‌ تر از همیشه به شما پناه آورده‌ام .» ‌