کنار هم نشسته بودیم
زُل زده بودیم به آسمون
پرسید از چی میترسی؟
نگاش کردم و گفتم از تنهایی؛
بغلم کرد ...
پرسید الان چی؟
گفتم هنوزم از تنهایی اما حالا بیشتر
خِیلی بیشتر ...
اگر من اینجا گریه کنم،
آیـــا در دور دســت هــا
گونههای تو خیس خواهد شد ؟!
#جمال_ثریا
هدایت شده از نولیتی•
اگر زنده ماندم، و یک روز
با هم در خانه چای خوردیم،
به تو خواهم گفت که این
روزها چقدر سخت و دیر گذشت
بی تو...
الحوت4_5952012485350395599.m4a
زمان:
حجم:
462.1K
والاهرچیخوبمندیدممردهبود ...🌱#دل
شاید خوشحالی همین باشد که
احساس نکنی باید در مکانی دیگر،
مشغول کاری دیگر و جای شخص
دیگری باشی.
.