به قول غسان کنفانی:
ترسویی؛
میخواهی در میانه باشی
نه دوستم داری و نه نبودم را میخواهی
أذا أَردت أَنْ تَرىٰ عَينايَ بِ شَكْلٍ أَجْمَل، دَعْنِي أُحدِّثك عَنْك!
«اگر میخواهی چشمانم را به زیباترین شکل ممکن ببینی، بگذار در موردِ تو سخن بگویم.»
هروقت نا امید شدی این حرف چارلی چاپلین رو به خاطر بیار:
خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم میتوانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم؟
خوشبختیام، بدبختیام را نفی میکند. بدبختیام، طعم خوشبختیام را خراب کرده. من نمیدانم خوشبخت هستم یا بدبخت؛ برای هر کدام دلایل محکمی دارم
من نمیخواهم کسی بیاید که
عقلم را سر جایش بیاورد
و منطقم را بالا ببرد ...
یا بگوید،
چگونه بخند و بپوش و ببین
چگونه باش و نباش.
من فقط دلم میخواهد کسی بیاید
که با او دیوانهی بهتری باشم!
همین...
«اطلبوا من الله على قدر ملكه، لا على قدر أحْلامكم. مالك السَّماوات والأرض لن يعجزه شيءٌ. فاطلبوا المستحيل!»
از خداوند به اندازهی داراییاش بخواهید و نه به اندازهی رویاهایتان. خداوندی که صاحب آسمانها و زمین است، هیچ چیز خارج از ارادهاش نیست. از او غیر ممکن طلب کنید.