تو مرا دوست نداری
و هرگز دوست نخواهی داشت
من چرا چنین دلبستهام
به مردی کاملا بیگانه؟
چرا شامگاهان
چنین از تهِ دل برایت دعا میکنم؟
.
و دلـم مـی خـواسـت فریـاد بزنم که گذشتـه
نمی تواند اثری روی حال و آینده ام داشته
باشد، اما نفس برای گفتن این جمله نداشتم.
انگشتان قدرتمند گذشته، محکم گلویم را
چسبیده بود . . .
.