هدایت شده از نولیتی•
به یُمن داغ فراق جمال آن مه رو
هزار شب گذراندم به هر شبی که گذشت
• مهموم همدانی
«مرا ببخش مادر!
آنگونه که آرزو داشتی همچون دوستانم نشدم. آنان با یک سنگ دو گنجشک را میزنند، در حالی که من زخمهایشان را میبندم.»
- عباس حسین / برگردانِ سعید هلیچی
چـقـدر غـریـبـه این مقولهی از چـشم افتادن ؛
بـی هـیـچ اخـطـار و در لـحـظـه تـهی مـیـشی از
آدمی که سالها به حریم دل راه داده بودی.
.
امیدوارم هیچوقت هیچکس اون جنس از
بیتفاوتی رو تجربه نکنه که بعد از موفقیت
و خـوشحـالـی هـم بـرگـرده بـه خـودش بـگـه
« که چی؟ »
.
هدایت شده از نولیتی•
«یِکسره که نِمیشود از رَفتن ها گُفت ..
گاهی بایَد از آمَدن ها سُرود ..
از آمَدن ها نِوشت ..
انگار این پاییز فَرق دارد ..
تعجّب میکنم !!
پاییز و این هَمه مِهربانی !!
باوَر کنید تَمام غزل ها ،
تمام نِوشته ها و تمام غَم ها را
پاییز خَلق کرده ..
حالا نمیدانَم چه شُده که خُدا ،
فَندک به دَست گِرفته و قَصدِ سوزاندنِ
این همه آثار و غَم را دارَد ..
این پاییز ،
پاییزِ آمدن است و شایَد
این آخرین و بِهترین آمَدن باشَد ..
منتَظر باشید ..
این پاییز فَرق دارد !!
میگویید نه ؟؟! نِگاه کُنید .. »
#شاهین_پورعلی_اکبر 🌿
انگار همه ی ما ایستاده ایم در کنار
جاده ای ، به انتظار خیالی که هرگز
نمیآید، و زندگی از کنار ما میگذرد ..
.