میگه که:
به حدی از درون ویرانه ام کردی
که من حتی جواب اینکه آیا زندهام را هم نمیدانم.
ای نامردان مرد نَما! دارندگان رویاهای
پَست و کودکانه، و عقل هایی به اندازه
عقل زنانِ حجله نشین! خدا میداند که
از زندگیکردن بین شما ملول و #دلتنگ
شـدهام و دوسـت دارم خـدا مرا از میــانِ
شما به آستان رحمتِ خود ببرد. ایکاش
هـرگـز شـمـا را نمیدیدم و نمیشناختـم،
بـه خـدا قـسـم کـه ایـن آشـنـایی منجر به
پشیمانی و ناراحتی شد.. 💔«
- الغارات | نامه #مولا به نامـردان کوفی
شبهاٰی قدر، انسان قادر به «انتخاب» و نوشتنِ احوالاتش نه در یک سالِ پیش رو، بلکه در باقیِ مسیر و عمره. «و ما ادراک ما لیلة القدر»؛ ساعاتی هست که قَلَم از عالَمِ بالا و دستهای خدا، به دستهایِ فانیِ انسان سپرده میشه تا هر چه «میخواهد» رو بنویسه و هرچه بابتش «پشیمان» هست رو خط بزنه. حالا این آ-دم هست که مخیره درباره لحظه، لحظه زیست و چگونه قدم برداشتن و در چه اتمسفری نفس کشیدنش، دعای خیر و رضایت خدا رو طلب کنه، در آخر حتی نحوهی «مرگ» و میزان سعادتش رو «مقدر» کنه. یا انقدر درگیرِ حاجاتِ خرد و کوچیک بشه که فراموش کنه در این سه شب چه قدرتی پیدا کرده.
- #میم_سادات_هاشمی
#مولا جان
خودت برامون و به جامون دعا کن
بخواه برامون، مقّدر کن برامون،
من اعتراف میکنم که نمیدونم؛ نه صلاح خودم و نه صلاح باقی رو که چیزی بخوام براشون.
ماییم و فضل تو در امشبی که میتونیم تو مسیرت بیایم، میتونیم قنبرت بشیم..
» شما بخواه به جای ما «
هدایت شده از شراب و ابریشم...
.
فرمود: حسن جان تو و برادرت حسین دو پایهی عقبِ تابوت را بردارید، دو پایهی جلو بر دوش برادرانم جبرائیل و میکائیل حمل خواهد شد و تابوت تا مدفنم حرکت خواهد کرد!
.
.
.
فرمود: به وصیت پدرم ما عقب تابوت را برداشتیم و جلوی تابوت به دست ملائک بلند شد.
از کوچه که میگذشتیم دیوارها و نخلها به احترام تابوت پدرم خم میشدند و ماه در آسمان مقابل تابوت کرنش میکرد...
.
سلام خدا بر شهیدی که تابوتش را از هر گذرگاهی که عبور دادند دیوارها و درختهایش به احترام کمر خم کردند...
.
.
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a