یه بخشی از زندگی جناب قیس ابن سعد (ره) هست خیلی به من میچسبه.
خب قیس فرماندار مصر بود. خیلی هم با کفایت بود!
شاید اگر قیس از منصب خودش برکنار نمیشد، نه معاویه به مصر دست پیدا میکرد نه مالک اشتر و محمد ابن ابیبکر به اون شکل شهید میشدن، نه قدرت شام بعد از فتح مصر چند برابر و امام مجتبی (ع) مجبور به صلح میشد.
کاری نداریم...بگذریم.
معاویه و عمروعاص خیییلییییی زور زدن تا بالاخره تونستن با بدگویی و شایعه در مورد قیس کاری کنن که اطرافیان امیرالمؤمنین مجبورش کنن قیس رو برکنار کنه.
قیس از این ماجرا خیلی ناراحت میشه و دیگه برنمیگرده کوفه پیش حضرت.
میره مدینه و کلا کناره میگیره از سیاست.
(تو پرانتز بگم که امیرالمؤمنین خیلیها که ترکش کردن و رفتن دستور داد خونههاشون رو خراب کنن تا دیگه برنگردن اما در مورد قیس چنین دستوری ندادن).
خلاصه قیس از حضرت جدا بود تا وقتیکه چند نفر از طرفداران معاویه در مدینه قیس رو بابت این کارش مسخره کردن.
این اتفاق باعث یه تلنگری به قیس شد و قیس برگشت پیش امیرالمؤمنین و تا پایان در رکاب ایشون و بعد در رکاب امام مجتبی بود تا به رحمت خدا رفت.
وقتی معاویه خبر پیوستن دوبارهی قیس به امیرالمؤمنین رو شنید زد توی سرش و افرادی که با آزار و تمسخر اون رو به کوفه برگروندن رو تنبیه و توبیخ کرد. این حرف معاویه -لعنتاللهعلیه- خیلی به دل من میچسبه!
میگه ایکاش ۴٠هزار مرد جنگی رو به کمک علی فرستاده بودید اما قیس رو نه!
خیلی حرفه که دشمنی مثل معاویه تا این حد از یه نفر بترسه! اونقدر که حتی از اینکه طرف کنار امیرالمؤمنین باشه هم بترسه.
این قشنگه! اینکه آدم یار اینجوری باشه برای امام زمانش خیلی ارزشمنده!
- https://t.me/Enaarah
هدایت شده از معلم روزهای آبی
گاهی معیار سلیم بودن قلبت،آرزوهاییه که تمنای رسیدن به آن ها را داری..
.
اميرالمومنين (ع): «فَيَا عَجَباً عَجَباً وَ اللَّهِ يُمِيتُ الْقَلْبَ وَ يَجْلِبُ الْهَمَّ مِنَ اجْتِمَاعِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ فَقُبْحاً لَكُمْ وَ تَرَحاً »؛
(شگفتا، شگفتا! به خدا سوگند قلب را مىميراند و غم و اندوه را به روح انسان سرازير مىکند که آنها در مسير باطل خود، چنين متّحدند و شما، در طريق حقّتان، اينگونه پراکنده و متفرّق! روى شما زشت باد و همواره غم و اندوه قرينتان باشد!
.
هدایت شده از دلــتورا
حس میکنم باید باز این سخنان
امیرالمؤمنین(ع) رو به همه مون
یادآوری کنم:
اگر كوهها لغزیدند تو استوار باش.
دندانهايت را به هم بفشار.
جمجمهات را به خداوند بسپار.
پايت را در زمين محكم و استوار كن.
چشمت را به دورترين صفوف دشمن
بدوز. چشمت را از غير وظيفهات فرو
انداز، و بدان كه ياري از جانب خداوند
سبحان است.
- خطاب امیرالمؤمنین (ع) به محمد
حنفیه در جنگ صفین.