رد پایش طرف آب چرا اینگونهست؟
یک قدم رفته به پیش و دو قدم برگشته
خوب دقت کن! از طرز قدمها پیداست
که به کرّات سرش سمت حرم برگشته
هدایت شده از دلــتورا
الحوت4_5913458178841908707.mp3
زمان:
حجم:
10.6M
موندمچجوریداغتو
دنیاتحملمیکنه . . .🖤
-
زیبا ترین شب تاریخ بود!
پس از آنکه قرار شد جِیش دشمن یک روز دیگر حملهی خود را به تعویق بیندازد، نماز را به امامتش خواندند و پس از آن به گفتهی او دورش جمع شدند. فرمود که: بیعت برداشتم از شما؛ هر کدام که خواستید بروید با نفری از اهل بیتم.
اولین نفر عباس بود که فرمود: این کار را بکنیم تا بعد از تو زنده باشیم؟ خداوند نیاورد آن روز را. آخرین نفر زهیر بود: به خدا سوگند دوست داشتم که در راهتو هزاران بار بمیرم و زنده شوم و به هر بارِ آن یکی از این جوانان بنی هاشمی حیات گیرد.
پس از آن حسین فرمود: به خدا سوگند که بهتر از یاران و اهل بیتِ من نبوده و نیست. اینک به بالا بنگرید تا جایگاه و منزل شما را در جنّة به شما نشان دهم.
کسی صدا زد: مولایمن، ما به دنبال جنة نبوده و نیستیم؛ بهشت ما همین بودن و تکه تکه شدن در راه توست.
پس از آن حسین به خیمه بازگشت و در حالیکه شمشیر خود را به جُون داده بود تا آن را صیقل دهد، زیرِ لب زمزمه میکرد:
یا دهر اُف لک من خلیل
کم لک بالاشراق و الاصیل
من صاحبٍ أو طالب قتیل