eitaa logo
دلــتورا
734 دنبال‌کننده
454 عکس
225 ویدیو
3 فایل
بی همگان به سر شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دلــتورا
«أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا [و اُجُورَكُمْ] بِمُصَابِنَا بِالْحُسَینِ [عَلَیهِ السَّلَامْ] وَ جَعَلَنَا وَ إِیاكُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَأْرِهِ [عَلَیهِ الصَّلَاةُ وَ عَلَیهِ السَّلَامْ]».
تو پسرِ بوتراب منی ای واجب احترام حُـ‌ سین..
خادم اهل بیت در عمرش فخر باید به خدمتش بکند مثل مادربزرگ خانه ی ما که خداوند رحمتش بکند پیرزن سال‌ های آخر عمر سخت دلبسته شد به خاموشی چیزهای کمی به خاطر داشت مبتلا بود به فراموشی... روزی از روزها به او گفتم گرچه خو کرده‌ای به بیماری نام‌ های ائمه را مادر ! این اواخر به خاطرت داری؟ گفتم اول ؟ درست گفت ! ” علی “ پاسخ دومين سوال : حسن سومی را نگفته گفت : حسين ؛ آن كه در كربلا نداشت كفن... گفتمش چارمین ؟ و ساکت شد گفت : مادر ! ببخش یادم نیست تا همین ‌جاش یاد من مانده ست مشکل از دین و اعتقادم نیست گفتمش آمدیم و از تو کسی این سوالات را شفاهی کرد دور از جان تو ، ملک در قبر گر بپرسد چه کار خواهی کرد؟ گر چه حرفم مزاح بود اما اشك او روی گونه ‌اش افتاد گفت من رفته است از يادم  او مرا که نمی‌ برد از ياد...
ظهر روز یازدهم - به حسب احتمالات و گزارشات تاریخی، دفن اجساد سپاه کوفه تا اذان ظهر صورت می‌گیرد و سپس، پیکر بهترین خلق خدا روی زمین می‌ماند و کاروان اسرا و مخدّراتِ پرده نشین، در همین ساعات راهی می‌شود. و همه‌کاره‌ی این کاروان زینب سلام‌الله‌علیها‌ بود؛ همانی که در این روزها نائب امام و همچنین حافظ امام بوده است. همانی که محزون و مغموم مطلق است و به همان‌سان، تسلی‌خاطرِ باقی‌مانده حرم رسول خداست. همانی که برادر از دست داده و منکسر است، اما در برابر حرامیان، فاتح است و کامیاب. همانی که اگر سر خم کرده بود و مغلوب غم برادر شده بود، امروز نه اثری از دین خدا بود و نه اسمی از خون خدا. همانی که به‌سان امام، عالم و غالب بود، که اگر نبود در ظرف امامت نمی‌گنجید، حتی برای لحظه و آنی. اما هر چه که شود، زینب زن است؛ جایی و لحظه‌ای غم در دلش غالب می‌گردد و دوست دارد با مادرش درد و دل کند، حکایت کند که چه بر سر بهترینِ فرزندان آدم آوردند. حکایت کند که صبح چه‌شد. ظهر چه‌شد. که غروب خورشیدِ معرفتِ بر حسین، چگونه بود. و مادر نیز برایش بگوید که من همه را در کنارت بودم، صبح و ظهر را. هر چه را که دیدی و حس کردی، حس کردم. اما در این ماجرا مادر دست بالا را دارد. چراکه در شمارِ دقایق آخر، مادر بود و زینب نبود؛ نه این‌که نخواهد باشد، که اگر امر برادر نبود یا خنجر را از او جدا می‌کرد یا خود کنار برادر جان می‌داد. ولی زینب ماند. ماند که تاب بیاورد و خبر حسینش را در همه عالم ببرد. که عالم را از این داغ پر کند. - سلامٌ علی قلب زینب الصبور...
‌ دنبال كشف راه فرارى به هر جهت راهى به غير عشق ندارى به هر جهت وقتى كه قبله گم بشود راه چاره چيست؟ بايد به مهر سر بگذارى به هر جهت آواز عشق مى‌رسد از هر جهت به گوش وقتى كه گوش جان بسپارى به هر جهت یا دل به دست های کویری گره مزن یا بایدت چو ابر بباری به هر جهت پاینده باد عاشقِ همواره در مسیر ما مانده‌ایم، عاقل و بارى به هر جهت - سیدتقی سیدی
کارینا کاسو کروث، سوارکار خانمی که به دلیل حیوان آزاری و ضربه زدن به اسب با یک بیل، بنابر گفته‌ی کمیته‌ی بین‌المللی المپیک مسابقات پیش‌رو را از دست داد. بله. در جهان امروز اسب دانمارکی از کودکان قطعه قطعه شده و سوخته در زیر آتش حملات اسرائیل عزیز تر است و اهمیت بیش‌تری دارد.
به جز از عشق تو باقی همه فانی. جدای از شما زندگی وجود دارد ، ولی کأنّ لم تکن؛ مانند نگینی که از رکاب جدا گردد و قالب دیگری گیرد. به وقت جدایی ترک می‌خورد و لب‌پر می‌شود و دیگر جلوه‌اش از دست می‌رود، گرچه که قالب طلا باشد و با ارزش‌ تر از رکاب سابق. دیگر جلوه ندارد...