eitaa logo
دلــتورا
734 دنبال‌کننده
454 عکس
225 ویدیو
3 فایل
بی همگان به سر شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
کارینا کاسو کروث، سوارکار خانمی که به دلیل حیوان آزاری و ضربه زدن به اسب با یک بیل، بنابر گفته‌ی کمیته‌ی بین‌المللی المپیک مسابقات پیش‌رو را از دست داد. بله. در جهان امروز اسب دانمارکی از کودکان قطعه قطعه شده و سوخته در زیر آتش حملات اسرائیل عزیز تر است و اهمیت بیش‌تری دارد.
به جز از عشق تو باقی همه فانی. جدای از شما زندگی وجود دارد ، ولی کأنّ لم تکن؛ مانند نگینی که از رکاب جدا گردد و قالب دیگری گیرد. به وقت جدایی ترک می‌خورد و لب‌پر می‌شود و دیگر جلوه‌اش از دست می‌رود، گرچه که قالب طلا باشد و با ارزش‌ تر از رکاب سابق. دیگر جلوه ندارد...
تو‌ هم یک‌روز می‌آیی و شادی بر نمی‌گردد…
برای چند شعار نمازگزاران عامی در نمازجمعه تهران بر علیه آقای ظریف، قشقرقی به وسعت تمام ایران برپا می‌کنند؛ توییت می‌زنند؛ او را تجلیل می‌کنند؛ برایش غش‌و‌ضعف می‌روند و روزنامه‌هایشان تیتر می‌زنند که «ظریف، خط مقدم حملات تندرو ها» و ترند اول فضای‌مجازی‌اش می‌کنند؛ باید هم بکنند؛ از شخصیت‌های طراز هر جبهه باید اینطور دفاع و حمایت کرد. در مقابل، یک هفته‌ است که جوخه تخریب غرب‌زده‌ها، روی آیت‌اللّه میرباقری، تئوریسین بزرگ جبهه انقلاب، متمرکز شده و از فضای‌مجازی تا صفحه اول روزنامه‌ها او را تخریب می‌کنند. دروغ منتشر می‌کنند و تهمت می‌زنند؛ اهالی جبهه انقلاب اما صمٌ‌بکم، نه‌تنها ساکت و بی‌واکنش که حتی بی‌اطلاع از اهمیت فوق‌العاده این مسئله است. گویی که انقلابیون، سِرشده و بی‌حس، عادت کرده به‌تماشای به‌مسلخ کشیده‌شدن بزرگان خود. یکی پس از دیگری.
‌ امروز هم مثل هر روز پیراهن مشکیمو بیشتر از هر چیزی که دارم دوست داشتم، لباس فرم دوست داشتنیِ نوکریمه. یکی کمک خواست، لباسام خاکی شد، گفت: لباس پلوخوریت خاکی شد. گفتم: لباس نوکریه؛ خاکیشم قشنگه. دلم خواست به خاطر غصه‌ی این روزها آروم بگم: «ما سیاهی لشکر خیل عاشقاتیم؛ انگشت‌نماهای بی‌آبرو بودیم اگه نخریده بودی ما رو. گذاشتی هر بار کم آوردیم صدات کنیم؛ فقط از تو برمی‌اومد پسرِ حضرت علی بودن. ممنون که لابه‌لای زندگی غمِ فرح‌بخشتو تو دلمون انداختی.» - https://t.me/KhabKeChi
هر یک از دایره جمع به راهی رفتند ما بماندیم و خیال تو به یک جای مقیم.
هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر عمری گرفته‌ای، مبادا رها کنی …
شیخ با من سخن از عالم عُقبی می‌گفت.. گفتمش،شیخ به آنجا که روم او هم هست؟!
گناه بین من و یار دوری افکنده به حال خویش و یا هجر یار گریه کنم؟!..