ویرانهایست این جهان، عمر کفاف نمیدهد که آباد کنیم؛ و غیرت رخصت نمیدهد که رها کنیم.
- مردی در تبعید ابدی _ نادر ابراهیمی
ملا خوب میدانست که هر سخن نو، رنجی نو را به همراه میآورد و اضطرابی نو را در دل ها مینشاند و آرامشِ سنگوارهیی سنگواره ها را به هم میریزد و تالابِ راکدِ خاموش را به دریای پر خروش مبدّل میکند و زلزله به تنِ بناهای پوسیده اما بر پای مانده میاندازد و خوابِ خوشِ درخوابماندگان را آشفته میکند و «آب در خوابگهِ مورچگان میریزد» اما عاجز از آن بود که زلزله و گردباد و توفان را دمادم سرکوب کند...
- مردی در تبعید ابدی _ نادر ابراهیمی
هدایت شده از مَرقومه
ازین معبر گذر نتوان نمود الّا به جان دادن
به سر دادن، به تن دادن، تمامیِ جهان دادن
چه چیزی دوست میداری؟ همان دادن..
گفته بود: «میدانید که من از همهچیز خبر دارم،
منتها بعضی چیزها هست که نمیخواهم بدانم.»
و به قلبش اشارهکنان افزوده بود:
«ولی همهچیز اینجا ثبت میشود.»
- لئو تولستوی _ پدر سرگی
پس بدان! آنها که از رفتن اکراه دارند و میترسند، پایشان در گلِ فساد مانده است؛ و الّا اینهمه نشاط و سلامت که در سفر است، مگر کم است که اینطور به توقفگاه خویش پیله میکنی و به فراموشی میسپاری این نکته را که همهچیز از اوست، و همه چیز لاجِرَم به او بازمیگردد؟
- مردی در تبعید ابدی _ نادر ابراهیمی