هدایت شده از مَرقومه
دامانی گسترده شد و بر آن دامن، جهان خلق شد؛ از قبل آدم تا آخرین ذرهی عالَم. دامانی که اگر از جهان برگیرد، آسمان درهم میپیچد و زمین متلاشی میشود. اغراق نیست، ضربالمثل نیست، حکایت نیست؛ مادر عالَمین است.. چه بیهوده در تلاشم که اقیانوس را در قطرهای خلاصه کنم. امروز، روز خلقت جهان آفرینش است. روزی روزگاری پیش از دَحو الارض، نور آفریده شد...
اللهم صلّ علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بِعدَد ما أحاط به عِلمُک💚.
-ریحانه شناوری
در دفتر روزانهام یک دستورالعمل را هر روز به خودم یادآور میشوم: کوچک فکر کن. این برای من حکم یادآوری را دارد که گوشزد میکند متمرکز بمانم، صرفاً دربارۀ چیزهایی حرف بزنم که بهاندازۀ کافی دربارهشان تحقیق کردهام و آنقدر افکارم را راجعبه موضوعی خاص صیقل بزنم تا آخرسَر چیزی را بگویم که واقعاً ارزش گفتن داشته باشد.
هدایت شده از مَرقومه
¹. درشت و سرخ! خودت با دو چشم خود دیدی
². به دیده تکیه نکن؛ سیبِ نصفه برچیدی..
-ریحانهشناوری
هدایت شده از معلم روزهای آبی
به اینجا رسیدم که دارم به خدا میگم، یکم از صفاتت بزار تو وجودم. بزار به همه توجه کنم. نذار مثل کسانی باشم که فقط جلو پاشون رو می بینن و دیدشون انقد محدوده که ته کلاس رو نمی بینن. بهم این قدرت رو بده که مثل سید علی، وسط اون شلوغی ها به همه ی صداها توجه کنم و صدای همه رو بشنوم. سخته ولی مارو شبیه اولیای خودت کن. مارو از خودمون جدا و به خودت متصل کن:)