eitaa logo
دلــتورا
734 دنبال‌کننده
454 عکس
225 ویدیو
3 فایل
بی همگان به سر شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مَرقومه
¹. درشت و سرخ! خودت با دو چشم خود دیدی ². به دیده تکیه نکن؛ سیبِ نصفه برچیدی.. -ریحانه‌شناوری
هدایت شده از معلم روزهای آبی
به اینجا رسیدم که دارم به خدا میگم، یکم از صفاتت بزار تو وجودم. بزار به همه توجه کنم. نذار مثل کسانی باشم که فقط جلو پاشون رو می بینن و دیدشون انقد محدوده که ته کلاس رو نمی بینن. بهم این قدرت رو بده که مثل سید علی، وسط اون شلوغی ها به همه ی صداها توجه کنم و صدای همه رو بشنوم. سخته ولی مارو شبیه اولیای خودت کن. مارو از خودمون جدا و به خودت متصل کن:)
نه لايقم به دشمنی نه آن‌كه دوست دارى‌ام… - سیدتقی سیدی
‌ علی گریهٔ لایزال بود، اشکِ بی‌نهایت. علی اندوه لایزال بود، نیروی بی‌نهایت. علی مطلقِ تأسف بود، مطلقِ غم، مطلقِ مبارزه در راه حقیقت، مطلقِ عطوفت، مطلقِ ایمان... علی خسته‌ی خستگی ناپذیری بود. دل‌شکستهٔ شکست ناپذیری. علی، همه‌فن حریفِ فنّ‌و‌حریف از یاد برده‌ای بود. متحیّری در کمالِ تعقّل. علی چارفصلِ روح بود _ در حدّ ممکنِ زیبایی. خلوت‌نشینی بود عاشقِ جماعت. علی اوج تعالی انسان بود که با قطره‌های شفافی از خدایی خدا ترکیب شده بود... - نادر ابراهیمی _ آتش بدون دود
-
‌ مرحوم آیت‌الله سید علی‌ قاضی به شاگردان‌شون برای سه ماه عزیز، چنین دستور می‌دادن که: «آگاه و بیدار باش که ماه رجب، شعبان و رمضان از راه رسید؛ بیدار باش! تا این‌که برای مسافرت خویش توشه برداری. این فرصت را از دست مده و غنیمت شمار! شب‌های آن به بیداری و روزهای آن را به روزه گرفتن سپری نما.» ‌ نگویمت که همه ساله می پرستی کن سه ماه می خور و نه ماه پارسا باش
هدایت شده از  شراب و ابریشم...
من در سینه‌ام قلب‌های بسیاری را جا داده‌ام! قلب‌هایی که از اندوهی سنگین لبالب شده‌اند و در نیمه شبی بارانی فروریخته‌اند آنهایی که در ضرباهنگِ غم تپیده‌اند و در فشارِ رنجها از تپیدن باز ایستاده‌اند... قلبهایی که با بیرون ریختن طره‌ای مو، شاد شده‌اند، با کمی رنگ و لعاب خود را زیبا دیده‌اند و با خنده‌ای نه چندان ملیح قصد دلبری داشته‌اند! قلبهایی که در حسرتِ به آغوش کشیدنِ کودکی در خود پیچیده‌اند در آرزوی شادی و خنده پسربچه‌ای شکسته‌اند و در تمنای پیراهنی گلدار سوخته‌اند... قلبهایی که به عشق مبتلا شده‌اند به دعای وصال دل خوش کرده‌اند و در فراق آتش گرفته‌اند... قلبهایی که شکسته‌اند، قلبهایی که لبریز و خجسته‌اند، قلبهایی که زیرِ بارِ قرض‌ها کمر خم کرده‌اند، قلبهایی که از نسخه طبیب قطع امید کرده‌اند، قلبهایی که رازهایشان را نزد من بر ملا کرده‌اند... قلبهایی که روزگاری با من بوده‌اند و دیگر نیستند! قلبهایی که دوستم دارند، قلبهایی که دوستم داشتند و حالا ندارند! قلبهایی که هیچ وقت دوستم نداشته‌اند قلبهایی که با منند قلبهایی که بر منند ... قلبهایی که به یادِ منند قلبهایی که از خاطرم برده‌اند... . و من امشب تپشِ تمامِ این قلبها را درون سینه‌ام ریخته‌ام و با خود به صحن رسانده‌ام تا درست همان لحظه که چشم‌هایم خیسِ باران می‌شوند در هوای حرم رهایشان کنم... . . من تمامِ قلبهایی را که می‌شناسم و حتی نمی‌شناسم، فارغ از احساسی که به من دارند، با خود به حرم آورده‌ام... وقتی قرار است اجابت شوم، بگذار به یک معجزه‌ی دسته جمعی دچار شوم... ✍ملیحه سادات مهدوی @sharaboabrisham