هدایت شده از مَرقومه
دنیا به ما بدهکار است آن لبخندها را. آن لحظهای که با امیرالمؤمنین میخندیدید را. آنوقتی که قطرات وضو از سر و رویمان میچکد و میدویم تا به نماز پشت سرت برسیم را. آن لحظاتی که با صوت عربیات قرآنی میخواندی را. آن نمازهای عید و حال و احوال ها را. آن...
دنیا به ما خیلی بدهکار است...
یا ابا الامّة! در حق مردمان آخرالزمان پدری کن. همان مردمی که چشمت از آن سوی تاریخ به آنها بود. همّ و غمت آنها بودند. همانها که دربارهشان میگفتی و میگفتی، برای این روزهای عجیب توصیه میکردی و توشه میفرستادی تا در برهوت آخرالزمان زمینگیر نشویم. میخواستی حرفهایت بماند و تا آخر دنیا، به گوش ما برسد. حالا بیا و در حقمان پدری کن. ما دلتنگ شما شدهایم. ما این روزها، میان اینهمه نقاب و حجاب، دلتنگ یک لبخند پاک شدهایم. ما مردمان امّت شما، پدر میخواهیم. یکی که دست نوازش بر سرمان بکشد. ما این روز و شبها تنها یک دلخوشی داریم. بیا و پادرمیانی کن و دلخوشی ما را، همنام و همکنیهات را به ما برگردان...
- ریحانه شناوری
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
[پس ای بندگان خدا، لباسهای حزن و عزا بر تن کنید و غمها و مصایب را بروز دهید که فرزندان محمد را مظلومانه و درهمشکسته ذبح کردند]
حاج محمود کریمی4_5976436456829228761.mp3
زمان:
حجم:
11.9M
در روح و جان من،
میمانی ای وطن!
نوکری خرده شیشه دار من را هم بخر
من به غیر از این ریا چیزی ندارم یاحسین
- شبیر نجفی
وقتی کاروان اسیران کربلا به مدینه برمی گشت، غمی جان کاه وجود زینب(ع) را می آزرد؛
این که چگونه از خرابه و شام دل بکند؟
نوگلی از بوستان حسین(ع) در این خرابه آرمیده، شام بوی رقیه(ع) را می دهد؛
رقیه ای که یادگار برادر بود و نازدانه پدر و در دست زینب(ع) امانت.
او چگونه بی رقیه به کربلا و مدینه وارد شود؟
غم سراسر شام را گرفته و گریه ها، باز هم سکوت شهر را در هم شکسته است.
(ابن طاووس،۱۳۸۵: ۳۴۵).