هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
[پس ای بندگان خدا، لباسهای حزن و عزا بر تن کنید و غمها و مصایب را بروز دهید که فرزندان محمد را مظلومانه و درهمشکسته ذبح کردند]
حاج محمود کریمی4_5976436456829228761.mp3
زمان:
حجم:
11.9M
در روح و جان من،
میمانی ای وطن!
نوکری خرده شیشه دار من را هم بخر
من به غیر از این ریا چیزی ندارم یاحسین
- شبیر نجفی
وقتی کاروان اسیران کربلا به مدینه برمی گشت، غمی جان کاه وجود زینب(ع) را می آزرد؛
این که چگونه از خرابه و شام دل بکند؟
نوگلی از بوستان حسین(ع) در این خرابه آرمیده، شام بوی رقیه(ع) را می دهد؛
رقیه ای که یادگار برادر بود و نازدانه پدر و در دست زینب(ع) امانت.
او چگونه بی رقیه به کربلا و مدینه وارد شود؟
غم سراسر شام را گرفته و گریه ها، باز هم سکوت شهر را در هم شکسته است.
(ابن طاووس،۱۳۸۵: ۳۴۵).
میگفت من دست از عمویم برندارم
الّا شود بازویم از خونِ وضو تر
میگفت ای شمشیر ها دستم مگیرید
مرگ ار جگر دارد بیاید رو به رو تر