یکاریمیکنماسمموکهمیشنویبفهمیبهبختتلگدنه
اتیشزدی!
یکاریمیکنمخونِچشاتبندنیاد
منکینهایمارهدارمبرات.
' ☫ 𝟕𝟔𝟎𝟎 ☫ '
در دلم فریاد بود ،در نگاهم اشک ،درگلویم بغض ،اما بلندتر از همه میخندیدم .
اما عزیز من ما دوباره سبز میشویم از دل خاکسترها .
اول فکر کردم بخاطر شرایطت بوده تا وقتی که خودم تو همون شرایط قرار گرفتم دیدم نه جداً عوضیی .
به کسانی که در آرامش میخوابند حسادت میکنم؛ برای من هر شب نبردی با خاطراتم است .