منم میتونستم مث تو دروغ بگم،
یه جوری دروغ بگم که
مو لا درزش نره؛
هیچکس نفهمه؛
هیچکس بویی نبره؛
ولی نگفتم به تو اعتماد کردم؛
تو شدی معنی اعتماد واسم؛
ولی تو چیکار کردی؟!
دروغ گفتی!
تنهام گذاشتی!
طردم کردی!
تهمت زدی!
اعتمادمو شکستی!
هر چی دلت خواست گفتی!
تهشم بدون خدافظی رفتی...
این بود حرفا رو رفتارات؟
این بود خواهشات واسه بودن با من؟
این بود دوستدارما؟
این بود ...
هنو اسمت میاد میلرزه دلم اسمه تو چی داره؟
متنفرم ازت :)
دل شکستن تاوان داره اونم شکستن دلِ یه دختر !.
متنظرم سرت بیاد چیزی که سرم آووردی،
منتظرم عاشق کسی بشی که هرکاری با من کردی باهات بکنه،
منتظرم ببینمت تا تف کنم تو روت و تمام لحظات خوبمون بگم تف تو ذات کثیف و خرابت.
من بازم یاد تو افتادم،
شب تا صب گریه کردم،
خودمو لعنت کردم،
بازم ازت متنفر شدم،
بسه دیگه از ذهنم برو بیرون نباش تو مغزم همون قدری که دیدی میخوامت به بودنت نیاز دارم؟
الان همونقدر نمیخوامت و به نبودت نیاز دارم.