نوشته بود:
« عزیزِ من
تو محکم بودی، برای همین کسی به احتمال رنج کشیدنت فکر نکرده بود.»
یاد خودم افتادم .....
ترسناک ترین چیز از فاصله اینه که نمیدونی اونم دلش برات تنگ میشه یا فراموشت میکنه.
ولی منم گریه میکنم،
اخم میکنم،
حرف میزنم!
ناراحت میشم اما همه ی اینا رو تو ی
کلمه(خوبم)
قایم میکنم!):