من دلم نمیخواست تنها باشم مجبور شدم میدونی من بهم ضربه زیاد زدن دیگه از ادما ترسیدم هرکیم میومد سمتم ترس داشتم که بهم ضربه بزنه چون چشمم ترسیده بود برا همین نه به خودم نه به کسی فرصت ندادم میتونستم واقعی بایکی بسازم ولی قبل از اینکه چیزی بسازم به من فقط خرابها رو نشون دادن کاش بتونم بدون ترس عشقو نشون یکی بدم کاش بتونم از این تنهایی از این چارچوب از این حال بد در بیام با یکی راحت بدونه ترس لبخند بزنم؛
دیشب داشتم پیامای یه بنده خدایی رو میخوندم گریم گرف
اولش چقد باهم اوکی بودیم ولی آخرش فقط در حد سلام خوبی با هم چت میکردیم
ولی هیچکی مث رفیق ادم نمیشه عشق از بین میره ولی رفاقت واقعی نه
سعی کنید بیشتر رفیق پیدا کنید تا دنبال عشق و عاشقی باشید🙃🖤